استفتائات برگزیده
اینجانبان متصدی و کارگزار و زمامدار و مجلس دار عزاداری در تکیه ای در یکی از شهرستان ها هستیم. حسب الوظیفه تصمیم بر این داشتیم که چندین شب عزاداری اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را در تکیه بر پا کنیم، عده ای با آوردن این بهانه که اگر مراسم برگزار شود، موجب تبعات و گناه می شود مثلاً افراد فاسد چشم چرانی می کنند یا محتمل است که اشخاصی از این مراسمات سوء استفاده و گناه کنند، پیشنهاد به تعطیلی عزاداری اباعبدالله (علیه السلام) داده اند. آیا اینکه ممکن است بر حسب برگزاری عزاداری در حسینیه احتمالاً عده ای فاسق در این مجلس هم حضور یابند و گناه خود را انجام دهند بر ما که متصدی و کارگردان عزاداری هستیم، حجیت دارد که عزاداری را منحل کنیم؟ حکم واجب بر ما چیست؟
این نوع احتمال دادن خود یک وسوسه شیطانی است. برپایی شعائر حسینی و مراسم عزاداری اهل بیت (علیهم السلام) از اهم امور دینی است و بهتر است که از ورود این افراد به دسته عزاداری و هیئت منع نکنید و راه نصیحت و اصلاح ایشان را با کلمات شایسته و رفتار محبت آمیز در پیش گیرید.
اگر زنی به صورت چند ماهه صیغه مردی شده و سپس نخواهد به رابطه ادامه دهد، آیا می تواند مهریه خود را ببخشد یا مهری که گرفته را پس دهد و خود را یک طرفه از زوجیت مرد برهاند یا اینکه اتمام رابطه زوجیت موقت، منحصر به اتمام مدت یا بذل مدت توسط مرد است و ربطی به بذل مهریه یا استرداد آن ندارد؟
عقد موقت تنها به وسیله تمام شدن مدت و یا بذل مدت توسط زوج فسخ می شود، مگر آنکه در ضمن عقد، وکالت در بذل مدت از مرد گرفته شده باشد.
حکم شرعی کسی که نسبت محرمیت (ادعای زوجیت) و ادعای ارث را به صورت غیر واقعی به شخص دیگری بدهد، چیست؟
اثبات موضوع شرعی مانند زوجیت، نیازمند به بینه شرعی (شهادت دو نفر عادل) دارد.
در صورتی که بین زن و شوهری ملاعنه رخ دهد و شوهر نفی ولد کند.
1ـ رابطه محرمیت این کودک با ملاعن چگونه است؟ آیا در صورتی که کودک دختر باشد، در آینده می تواند با او ازدواج کند؟
2ـ رابطه محرمیت این کودک با بستگان نسبی و رضاعی و سببی مرد لاعن چگونه است؟ آیا می تواند این دختر با برادران مرد لاعن یا پدران او ازدواج کند؟
3ـ در صورتیکه مرد پس از ملاعنه و نفی ولد پشیمان گردد و رجوع کند، رابطه محرمیت این کودک با ملاعن و بستگان نسبی و رضاعی و سببی این مرد چگونه است؟
1) این کودک با ملاعن محرم است و نمی تواند با او ازدواج کند.
2) این کودک با بستگان مرد ملاعن محرم نیست و می تواند با آن ها ازدواج کند.
3) در صورتیکه واقعاً فرزند این مرد باشد یعنی مرد بین خود و خدای خود او را فرزند خود می داند، با بستگان آن مرد نیز محرم است.
همانگونه كه استحضار داريد در روزهای ماه محرم اغلب افراد نسبت به پخش نذری از قبيل شير، شربت و اطعام اقدام می نمايند. با عنايت به خشكسالی بوجود آمده، می خواستيم اين نذورات را در غالب جيره خشک غذايی و آب معدنی به آن منطقه ارسال نمائيم كه عده ای مردد هستند كه آيا از نظر شرعی صحيح می باشد يا خير، فلذا از آن مرجع عاليقدر تقاضا داشته تا حكم شرعی را بيان فرمايند.
چنانچه صیغه خاص نذر ـ که در رساله علمیه ذکر شده ـ خوانده باشد، واجب است در همان مصرف نذر که نامبرده شده، مصرف نمایند؛ لیکن اگر صیغه خاص نذر خوانده نشده باشد، جایز است در قالب جیره غذائی و آب معدنی و ... مصرف شود.
آیا انجام تغییرات ساختمانی در بنای مسجدی که واقف طبق وقف‌نامه و اسناد رسمی و محضری، تنها بنام مسجد وقف نموده ولاغیر؛ و اجاره دادن فضای آشپزخانه و زیرزمین و... آن مسجد، برای انجام امور اقتصادی و تجاری و درآمدزایی (کترینگ و تهیه و عرضه غذا و نوشیدنی)، جایز است؟
چنانچه واقف تصریح نموده باشد که نباید بناهای مذکور را برای انجام امور اقتصادی و تجاری و غیره اجاره داد؛ در این صورت جایز نیست وگرنه اشکالی ندارد.
آیا شرعاً و عقلاً بدون تشخیص و تعیین ارزش عوضین معامله، در فرضی که عوضین معامله آثار هنری و فاقد قیمت مشخص سوقیه هستند، امکان تشخیص حدوث غبن در معامله ممکن است؟
معیار تشخیص غبن آن است که غالب مردم از این تفاوت مقدار قیمت (قیمت بازار و شیء فروخته شده) مساحمه نمی کنند.
1ـ استفاده از دستگاه موسیقی سنتی که در سالیان گذشته تا به امروز به صورت ساز و دهل مخصوص مراسم تعزیه خوانی بوده و احیای این شعیره را به دنبال دارد، چه حکمی دارد؟ 2 ـ استفاده از لباس طرح قدیم مخصوص شبیه خوان های مرد در نقش زن در تعزیه که به صورت چادر های عربی قدیمی (قجری) و روبند های مخصوص(برقه) به منطقه استان هرمزگان بوده، چه حکمی دارد؟ 3 ـ آیا اجرای مجلسی در وصف عروسی حضرت قاسم که به صورت حزین برگزار می گردد، محل اشکال است یا تایید؟
1) چنانچه آن موسیقی مناسب مجالس اهل فسق و فجور نباشد و موجب هتک حرمت شعائر حسینی نشود، اشکال ندارد؛ اما اگر مناسب مجالس فسق و فجور باشد و یا مناسب مجالس عزاداری نباشد، اشکال دارد.
2) اشکال ندارد.
3) اگر این عمل مستند به یکی از کتب مقتل باشد و با رعایت حرمت شعائر باشد، اشکال ندارد.
اگر قاتل در قتل عمد قبل از قصاص و استیذان از حاکم برای قصاص فوت کند و در میان ورثه مقتول صغار باشد با توجه به حرمت هدر دمای مسلمین و عمومات دال بر احترام به دم، آیا می توان از ماترک قاتل دیه مطالبه کرد؟
بله، دیه از ماترک میت برداشته می شود.
باتوجه به اینکه هزینه کفن ودفن متوفی مقدم بر پرداخت دیون است، آیا هزینه نماز و روزه جزء هزینه های کفن ودفن است و آیا پرداخت هزینه نمازو روزه متوفی مقدم بر پرداخت دیون وی است؟
اگر میت وصیت به ثلث کرده باشد، هزینه های نماز و روزه از ثلث مال او برداشته می شود و الا بر پسر بزرگتر واجب است که نماز و روزه واجب پدر را قضا کند و در هر صورت، دیون میت از اصل ترکه کسر می گردد نه نماز و روزه های فوت شده.
عقد نکاح
سوال :

آیا شرط بنایی نسبت به وجود صفت خاصی در یکی از متعاقدین، در عقود و به ویژه درعقد نکاح معتبر و لازم الوفاست؟ در حالت اعتبار آیا در صورت تخلف از آن (فقدان صفت مشروط از نوع شرط بنایی) مشروط له حق فسخ عقد نکاح را دارد یا خیر؟

جواب :

شرطی که در ضمن عقد ذکر نشده است معتبر و لازم الوفاء نیست و در صورت فقدان صفت مشروط حق فسخ عقد ثابت نیست مگر آنکه عنوان (تدلیس) در عقد نکاح صدق نماید.

ازدواج
سوال :

پسری در دوران بچگی با پسر دیگری از سر نادانی عمل لواط را انجام داده است، فاعل آن موقع 13 سال و مفعول 16 سال داشته اند. فاعل به سن بلوغ نرسیده بوده اما علائم بلوغ مانند محتلم شدن و موی پشت زهار را داشته است پس فاعل بالغ بوده، ولی مفعول هم به سن بلوغ رسیده بوده و هم علائم را داشته، هیچ کدام نمیدانسته اند که این عمل باعث این مسئله می شود که ممکن است حرمت ابدی پیش بیاید. فاعل به یاد دارد که برای یک لحظه دخول صورت گرفته که این کار با عقب جلو کردن ناگهانی خود مفعول به صورت ناگهانی یک لحظه صورت گرفته است. حال فاعل می خواهد با خواهر مفعول ازدواج کند و هردو همدیگر را می خواهند و علاقه ی شدید دارند. زندگی هردو به خاطر این مسئله سیاه شده که مبادا ازدواجشان حرام واقع شود و بچه هایشان حرام زاده باشند. خواهشاً نظر خود را بگویید.

جواب :

بنابر احتیاط واجب لواطی که باعث حرمت ازدواج می شود، وارد کردن آلت داخل مقعد طرف است و اگر در تحقق آن شک شود، ازدواج با خواهر آن شخص جایز است.

فسخ قرارداد
سوال :

قراردادی فیمابین پیمانکار و کارفرما جهت انجام کار عمرانی، منعقد شده است که تا زمان مشخصی کار انجام شود. کارفرما قبل از اتمام موعد مقرر در قرارداد آن را یک طرفه فسخ نموده، آیا شرعاً فسخ قرارداد قبل از اتمام موعد مقرر از یک طرف، جایز می باشد یا خیر؟

جواب :

چنانچه هیچ یک از موجبات و اسباب خیار فسخ در بین نبوده است، فسخ یک طرفه باطل است و هر دو طرف ملزم به اجرای قرارداد می باشند.

حق فسخ عقد نکاح
سوال :

در صورتیکه پس از عقد نکاح مشخص گردد که زوجه فاقد بکارت بوده است و قبل از عقد ازاله بکارت گردیده و زوجه به این مهم اقرار داشته باشد؛ با عنایت به این که عاقد، زوجه را دوشیزه خطاب کرده و عقد نکاح بر مبنای شروطی من جمله دوشیزگی زوجه جاری شده، در فرض مذکور آیا حق فسخ نکاح برای زوج موجود است یا خیر؟ در صورت ایجاد حق فسخ، آیا زوج می تواند مخارج عقد را مطالبه وهدایا را مسترد نماید.

جواب :

در صورتی که بکارت زوجه در ضمن عقد یا قبل از آن ذکر شود، به طوری که عقد مبتنی بر آن واقع شده باشد، زوج حق فسخ عقد را دارد و در غیر این صورت، حق فسخ ندارد و طلاق به اختیار اوست.

ازدواج و عده در عقد موقت
سوال :

با سلام خانمی با یک نفر عقد موقت نکاح می‌بندد اما پس از مدتی کوتاه بدون اینکه عده نگه دارد، با مردی دیگر عقد موقت می‌بندد. با توجه به مطلب فوق: 1ـ حکم عقد این خانم با مرد دوم چگونه است؟ 2ـ آیا برای این خانم یک عده واجب است یا دو عده؟ و به چه ترتیبی باید انجام شود؟ 3ـ پس از اینکه با نفر دوم عقد بست و زمان عقدشان هم تمام شده است، آیا دوباره می‌تواند با مرد اول یا دوم عقد موقت ببندد؟ 4ـ در چنین مواردی اگر نطفه‌ای تشکیل شود به چه کسی باید ملحق شود؟

جواب :

1) در صورت دخول در ازدواج موقت قبلی، عقد مرد دوم باطل بوده و موجب حرمت ابدی می شود، اما اگر در ازدواج اول دخول صورت نگرفته باشد، عقد با مرد دوم صحیح است. این در صورتی است که حین عقد دوم، مدت عقد موقت اول تمام شده باشد و در غیر این صورت عقد دوم باطل می شود و بنابر احتیاط واجب باعث حرمت ابدی می شود که در این حالت امکان رجوع به مرجع تقلید دیگر می باشد.


2) در صورت دخول در عقد موقت اول، زن علاوه بر جدا شدن از مرد دوم، باید یک عده نگه دارد.


3) بله، می تواند با مرد اول عقد موقت دوباره ببندد. همچنین در صورت عدم دخول در عقد موقت اول و اتمام مدت عقد موقت مرد اول حین انجام عقد دوم، می تواند با مرد دوم نیز ازدواج موقت دوباره ببندد.


4) در صورت جهل هرکدام از زوجین با وجود باطل بودن عقد دوم، فرزند به صاحب نطفه ملحق می گردد و حلال زاده محسوب می شود.

فسخ عقد نکاح
سوال :

1ـ آیا بیماری های مسری و غیر قابل علاج مانند ایدز، ام اس، سرطان، سل، هپاتیت و ... جزء موارد خیار عیب در نکاح محسوب می شود؟


2ـ اگر چنانچه بعد از عقد و دخول، یکی از این بیماری ها در زوج منکشف و زوج انکار کند و حاضر به آزمایش نشود ولی زوجه علم و یقین پیدا کند، آیا حق خیار تدلیس یا عیب برای او ثابت می شود؟


3ـ در صورت اثبات، آیا زوجه باید فوراً از زوج جدا شود و عقد فسخ و باطل خواهد بود؟

جواب :

1) بیماری های مزمن خطرناک که اقدام بر ازدواج، مبنی بر سلامت زوجین از آن بیماری می باشد یا در فرضی که در عقد نکاح یا قبل از آن، عدم آن بیماری صریحاً یا ضمناً یا ارتکازاً شرط شده باشد، موجب حق فسخ برای یکی از زوجین می شود.


2) در فرض دخول، زوجه مستحق تمام مهریه می شود و در صورتی که آن عیب قبل از عقد حاصل شده باشد، حق خیار تدلیس برای او ثابت می شود و در صورتی که احراز شود عیب بعد از عقد و قبل از دخول بوجود آمده است، حق فسخ برای زوجه ثابت است و در صورت نزاع و اختلاف زوجین در این خصوص، باید به محاکم مراجعه شود.


3) خیار عیب یا تدلیس، فوری نیست؛ گرچه احتیاط آن است که هر کدام از زوجین که متوجه عیب شد، در اعمال خیار سستی نکند.

حرمت ابدی
سوال :

1- برای زنی خبر وفات شوهرش را آورده اند بطوری که همه و خود زن یقین به فوت شوهر دارند. زن بعد از عده نگه داشتن ازدواج می کند. شوهر اول زنده برمی گردد. آیا حرمت ابدی بر مرد دوم ثابت است؟


2- زن از شوهرش طلاق می گیرد (شوهر او را طلاق می دهد) و بعد از عده با شخص دیگری ازدواج می کند. بعدها معلوم می شود که شوهر به قصد آزار زن و یا هر دلیل دیگری در عده رجوع کرده ولی به زن نگفته است. آیا ازدواج دوم باطل است و حرمت ابدی ثابت است؟ آیا در مسئله تفاوتی بین اینکه شوهر اول شاهدی بر رجوع داشته یا نداشته می باشد؟


3- شوهر زنش را طلاق می دهد و زن بعد از عده با شخص دیگری ازدواج می کند. بعداً معلوم می شود که زوج اول یا وکیل او طلاق را صحیح انجام نداده. (صیغه را درست نگفته یا شهود عادل نبوده اند یا ...)، حکم ازدواج دوم چیست؟ آیا حرمت ابدی ثابت است؟

جواب :

1) چنانچه بعد از تمام شدن عدّه شوهر قبلی برگردد، زوجیت قبلی باطل شده است لذا ازدواج آن زن با شوهر دوم صحیح می باشد.


2) رجوع کردن باید با قول یا فعلی صورت بگیرد که زن متوجه این قضیه می شود و الّا ازدواج دوم صحیح است و حرمت ابدی حاصل نشده است.


3) باید دوباره صیغه طلاق خوانده شود و زن عده نگه دارد و بنابر احتیاط واجب، حرمت ابدی حاصل شده که قابل رجوع به مرجع دیگر می باشد.

ازدواج بدون اجازه ولی
سوال :

دختر شانزده ساله ای هستم که بدون اجازہ پدرم ازدواج کرده ام، الآن متوجه شدم عملم اشتباه بوده است و پدرم از کاری که کرده ام بسیار ناراحت است. حکم عقد بنده چیست، آیا خواندن صیغه طلاق، ضروری است؟

جواب :

برای رها شدن از عقد مذکور، خواندن صیغه طلاق بنابر احتیاط واجب لازم است.

عقد
سوال :

زنی شوهردار در زمانیکه از همسرش جدا زندگی می کرده، بدون خواندن صیغه طلاق با مردی رابطه داشته و نمی دانسته به آن مرد حرام می شود و بعد از دانستن توبه کرده است. حال شوهرش او را طلاق داده، آیا اکنون می تواند به عقد آن مردی که با او رابطه داشته در آید؟ اگر حرام شده باشند راهی برای خارج شدن از حرام و ازدواج کردن با آن مرد وجود دارد؟

جواب :

در صورتیکه با آن مرد آمیزش جنسی نموده و (دخول) صورت گرفته باشد، بنابر احتیاط واجب بر یکدیگر حرام می باشند. راه خروج از حرمت ابدی مراجعه نمودن به مرجعی است که در درجه بعدی علمیت مرجع تقلید آنان بوده و اجازه ازدواج آنان را می دهد.

تدلیس
سوال :

اینجانب دو سال پیش ازدواج دائم نمودم. اکنون متوجه شدم خانم بنده، فرزند پدرش نیست و نطفه او در نتیجه لقاح مصنوعی اسپرم مردی نامعلوم و تخمک مادرش در حدود 27 سال پیش در کشور آلمان تشکیل شده است. همسرم ادعا می نماید که از موضوع کاملاً بی اطلاع بوده ولی پدر و مادرش از موضوع اطلاع داشته اند. با توجه به اهمیت مسئله و اینکه شخص از چه پدر و مادر و نطفه ای بوجود آمده و اینکه انتخاب ایشان به جهت اصل و نسب خانواده پدری وی بوده و در زمان ازدواج و خواستگاری هیچگونه صحبتی از این موضوع ننموده اند، از محضر جنابعالی استفتاء می گردد در صورت اثبات موضوع:


1- آیا موضوع از مصادیق تدلیس است؟


2- آیا می توان نکاح را فسخ کرد؟


3- آیا مهریه به زوجه تعلق می گیرد؟

جواب :

1) خیر، در فرض مسئله تدلیس محسوب نمی شود.


2) خیر.


3) در صورت دخول، زوجه مستحق تمام مهریه می باشد.

خیار فسخ نکاح
سوال :

زنی پسر خود را که دچار بیماری روحی و روانی دو قطبی و فاقد قوه تمییز و تشخیص بوده به عقد دوشیزه باکره ای درآورده و دختر پس از عروسی متوجه بیماری شدید روانی زوج شده و اینکه زوج سابقاً در بیمارستان روانی بستری و در حال حاضر توسط مادرش تحت معالجه و درمان روانپزشک می باشد. شرایط بیماری وی به حدی است که پزشک متخصص اعصاب به علت بیماری روانی وی، ازدواج را برای زوج مجنون ممنوع نموده، اما مادر زوج با علم به موضوعات فوق خانواده دختر و دختر را فریب داده و پسرش را فردی سالم معرفی کرده است. آیا فریب صورت گرفته تدلیس در نکاح محسوب می شود؟

جواب :

از قضیه شخصیه اطلاعی نداریم ولی بطور کلی در صورتی که جنون زوج اثبات شود، زوجه خیار فسخ نکاح دارد.

تدلیس
سوال :

در تدلیس گفته شده است: زوج اگر اطلاع از این عیب می‌یافت، ازدواج نمی‌کرد. آیا این ملاک «نوعی» است یا «شخصی»؟ به این معنا که لازم است «نوع افراد» از ازدواج با چنین زنی سرباز زنند یا خواست «شخص این فرد» اهمیت دارد؟

جواب :

در تدلیس در نکاح، چنانچه عیب از آنهایی نباشد که موجب فسخ نکاح است، باید به عدم آن عیب تصریح شود و یا عقد نکاح مبنیاً بر آن جاری شده باشد.

تدلیس
سوال :

دختری دو عقد نکاح منتهی به طلاق (بدون مواقعه) داشته است. وی این دو ازدواج را که جمعاً مدت پنج سال به درازا کشیده، از همسر جدید خود پنهان کرده و با ارایه شناسنامه‌ ای فاقد نام همسران قبلی، به ازدواج سوم مبادرت کرده است. آیا منکوحه بودن زوجه بدون دخول و به مدت پنج سال، «عیب» یا «فقدان صفت کمال» و بالمآل تدلیس است؟ آیا تدلیس در نکاح صرفاً شامل فعل ایجابی است یا ترک فعل و سکوت و پنهان کردن دو ازدواج قبلی و ارایه شناسنامه بدون نام همسران سابق در چارچوب «تدلیس فعلی» قرار می گیرد؟

جواب :

در تدلیس تصریح به وصف و یا بنای عقد نکاح بر آن لازم است که در فرض مذکور بعید است باشد.

شرط ضمن عقد نکاح
سوال :

دختری شیعه با پسری سنی مذهب عقد نکاح می نماید، در اولین قرار قبل از عقد، پسر متعهد می شود تغییر مذهب دهد، لذا بر این اساس هنگام عقد و ثبت رسمی، مذهب زوج در سند ازدواج شیعه قید می گردد. اما بعد از ازدواج، زوج به زوجه اعلام می نماید که من شیعه نشده ام و تو هم باید سنی شوی. حال با توجه به موارد فوق الذکر خواهشمندم بفرمایید:


1. نکاح دختر شیعه با مرد سنی مذهب، چه حکمی دارد؟


2. با توجه به قرار شفاهی زوج مبنی بر تغییر مذهب و قید مذهب تشیع برای زوج در سند ازدواج و کشف عدم واقعیت ادعای زوج، تکلیف چیست؟


3. عدم رضایت زوجه به شروع زندگی مشترک با زوج به خاطر مذهب، چه حکمی دارد؟


4. فشار خانواده زوج به زوجه برای تغییر مذهب و بیم آن، چه حکمی دارد؟

جواب :

1) نكاح دختر شيعه با مرد سنی مذهب، به غیر از ناصبی و دشمن اهل بیت (علیهم السلام) صحیح می باشد.


2) در مفروض سؤال اگر عقد نکاح مبتنی بر تشیع زوج جاری شده باشد، زوج تدلیس کرده و زوجه حق فسخ دارد.


3 و 4) از پاسخ بالا روشن شد.

عيبها وشرطها كه موجب فسخ شود
سوال : اینجانب طلبه ای هستم که سال گذشته (تابستان94) با خانمی ازدواج کردم و قبل از ازدواج با خانواده همسرم که تاکید بر معمم شدنم داشتند قرار گذاشتم (البته نه به صورت شرط ضمن عقد، بلکه به صورت قرارهای فیما بین ) که بعد از ازدواج ان شاء الله قطعاً معمم خواهم شد و همچنان نیز کاملاً قصد معمم شدن دارم، اما زمان دقیق آن را معین نکردم و قبل از عقد به آن ها گفتم که تشخیص زمان معمم شدن با خودم است و آن ها با این فرض عقد را جاری کردند. پس از گذشت دو ماه از ازدواج بین ما دو خانواده اختلافاتی پدید آمد و اکنون به دلایلی زندگی ما به مرز جدایی کشیده شده است . هم اکنون همسرم و خانواده او مدعی هستند که بنده چون در دو ماه اول زندگی معمم نشده ام، پس تدلیس در عقد کرده ام، فلذا عقد من باید فسخ شود و مهر المسمّای ایشان که یک سفر حج و یک سفر کربلا است، به مهر المثل تبدیل گردد. اکنون چند سؤال از محضر مبارکتان دارم:
1. آیا اساساً فرض بالا مصداق تدلیس است؟ به ویژه آنکه بنده قصد معمم شدن دارم و ابداً قصد معمم نشدن را ندارم، اما در تعیین زمانش با آنها اختلاف نظر دارم و بر سر زمانش با آنها توافقی قبل از ازدواج نکردم.
2. آیا زنی که مهر المسمّی دارد، به صرف معمم نشدن در دوماه اول زندگی، عقد او فسخ و مهریه اش تبدیل به مهر المثل می شود؟
3. اگر به فرض این زن با ادعای آنها (یعنی فسخ عقد) از بنده جدا شود، دیگر نیاز به طلاق ندارد؟ یعنی آن زن می تواند بدون اینکه بنده او را طلاق دهم به ادعای منفسخ شدن عقد با شخص دیگری ازدواج کند؟
جواب : 1) اگر در ضمن عقد شرط نشده است ، مصداق تدلیس نمی باشد.
2) خیر، عقد منفسخ نمی شود و مهریه آن زن همان مهر المسمّی می باشد.
3) خیر، آن زن همچنان زوجه شما می باشد و حق ازدواج با شخص دیگری (قبل از اجرای صیغه طلاق ) را ندارد.
بیماری زوج
سوال : زوجه و خانواده اش قبل از عقد از زوج و خانواده اش می پرسند زوج بیماری یا مرضی دارد یا خیر، آنها اظهار می دارند صحیح و سالم است و هیچ بیماری ندارد. بعد از عقد و ازدواج معلوم می شود زوج بیمار بوده مخصوصاً بعد از بارداری زوجه، در آزمایشها معلوم می شود، زوج بیماری هپاتیت یا یرقان داشته و اینک به زوجه منتقل شده و خانواده زوج مطلع بوده اند.
1.آیا این از مصادیق تدلیس می باشد؟
2. آیا زن، حق فسخ عقد را دارد؟
3. مهریه زن، چگونه محاسبه می شود؟
جواب : 1)اگر در ضمن عقد نکاح یا قبل از آن، عدم آن بیماری صریحاً یا ارتکازاً شرط شده باشد به طوری که عقد مبتنی بر آن واقع شده باشد، زوجه از باب خیار تدلیس حق فسخ دارد.
2) از پاسخ قبلی، روشن شد.
3) در صورت دخول، زوجه مستحق تمام مهریه می باشد.
بیماری صرع
سوال : مردی با دختر خانمی ازدواج کرده است و دختر خانم قرص هایی مصرف کرده و اظهار داشته که این قرص ها برای جلوگیری از بارداری است، در عین اینکه بعدها مشخص گردید که ایشان مبتلا به بیماریی صرع است و این مطلب را از خانواده داماد مخفی نگاه داشته است و نیز پزشکان می گویند که اینگونه خانم ها نمی توانند دارای اولاد شوند و شرایط بسیار خاصی دارند. با توجه به مخفی نگاه دشتن این مطالب در هنگام ازدواج از خانواده داماد و صورت گرفتن چنین ازدواجی از روی فریب و اینکه بیماری ایشان اکنون بسیار حاد شده است، آیا این فریب موجب فسخ نکاه می شود؟
جواب : مورد ذکر شده در سؤال از موارد جواز فسخ عقد محسوب نمی شود، مگر آنکه ضمن عقد نکاح، سلامت از آن شرط شده باشد و یا عقد مبنی بر صحت و سلامت از این جهت انجام گرفته باشد، به نحوی که شرط ضمنی ارتکازی محسوب شود.
جنون و فسخ نکاح
سوال : چنانچه شوهر در طول مدت عمرش و در زمان زندگی زناشویی یک بار دچار جنون ادواری شود (این بیماری به گونه ای است که برای فرد در طول مدت عمرش ممکن است فقط یک بار و یا چند بار تکرار شود.)، آیا با این یک بار (مرتبه اول) زن شرعاً حق دارد طلاق بگیرد؟ اگر خیر آیا در صورت تکرار شدن چندین بار، این حق برای زن حاصل می شود؟ (البته زمانی که زن تقاضای طلاق داده است، شوهر از سلامت روحی و روانی برخوردار بوده است.)، آیا این شوهر را می توان محجور نامید؟
جواب : در مفروض سؤال صدق جنون معلوم نیست.
عدم بکارت در ازدواج
سوال : اگر دختری قبل از ازدواج با عمل شنیع زنا بکارت خود را از بین ببرد و به پزشک مراجعه کند و آن پزشک بکارت او را ترمیم نماید، حکم این دختر در صورت ازدواج چیست؟ آیا اگر زوج از این موضوع اطلاع یابد حق طلاق دارد و اگر متوجه این امر نشود از نظر شرعی حکم این دختر چیست؟
جواب : در صورتی که بکارت زوجه در ضمن عقد یا قبل از آن ذکر شده باشد بطوری که عقد مبنی بر آن واقع شده باشد، زوج حق فسخ عقد را دارد و در غیر این صورت حق فسخ ندارد و طلاق به اختیار اوست.
تدلیس در نکاح
سوال : آیا امور زیر از مصادیق تدلیس درنکاح شمرده می شود؟ الف: کتمان بیماری فتق که بواسطه آن معافیت از سربازی گرفته شده. ب: کتمان عمل خصیتین در هنگام خواستگاری. ج: زوج بیماری دارد که به هنگام جماع دستگاه تناسلی او درد می گیرد و در نتیجه رغبت او به مقاربت کاهش می یابد. د: پدر زوج در هنگام خواستگاری بگوید فرزندم خانه دارد و بعد معلوم شود خانه ندارد و یا خانواده زوج و خود پسر در هنگام خواستگاری بگویند با پدرش کار می کند که ظهور در شراکت دارد و بعد معلوم شود کارگر پدرش است. آیا موارد فوق از مصادیق تدلیس در نکاح محسوب می شوندیا خیر؟ با توجه به این که اگر خانواده دختر هریک از موارد فوق را می دانستند از دادن دختر امتناع می کردند.
جواب : الف) خیر بیماری فتق از عیوب موجب فسخ نکاح و از مصادیق تدلیس نمی باشد مگر آن که شرط در ضمن عقد نکاح شده باشد.
ب) خیر از مصادیق تدلیس نیست.
ج) از عیوب محسوب نمی شود مگر آن که قبلاً شرط صحت کامل را کرده باشند که در این صورت زن حق فسخ از باب خیار تدلیس را دارد.
د) این چنین اموری به عنوان شرط در عقد مطرح نمی شود بلکه به عنوان اخبار است و تخلف آنها تدلیس نمی باشد، هر چند دروغ گفتن حرام است.