استفتائات برگزیده
اینجانبان متصدی و کارگزار و زمامدار و مجلس دار عزاداری در تکیه ای در یکی از شهرستان ها هستیم. حسب الوظیفه تصمیم بر این داشتیم که چندین شب عزاداری اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را در تکیه بر پا کنیم، عده ای با آوردن این بهانه که اگر مراسم برگزار شود، موجب تبعات و گناه می شود مثلاً افراد فاسد چشم چرانی می کنند یا محتمل است که اشخاصی از این مراسمات سوء استفاده و گناه کنند، پیشنهاد به تعطیلی عزاداری اباعبدالله (علیه السلام) داده اند. آیا اینکه ممکن است بر حسب برگزاری عزاداری در حسینیه احتمالاً عده ای فاسق در این مجلس هم حضور یابند و گناه خود را انجام دهند بر ما که متصدی و کارگردان عزاداری هستیم، حجیت دارد که عزاداری را منحل کنیم؟ حکم واجب بر ما چیست؟
این نوع احتمال دادن خود یک وسوسه شیطانی است. برپایی شعائر حسینی و مراسم عزاداری اهل بیت (علیهم السلام) از اهم امور دینی است و بهتر است که از ورود این افراد به دسته عزاداری و هیئت منع نکنید و راه نصیحت و اصلاح ایشان را با کلمات شایسته و رفتار محبت آمیز در پیش گیرید.
اگر زنی به صورت چند ماهه صیغه مردی شده و سپس نخواهد به رابطه ادامه دهد، آیا می تواند مهریه خود را ببخشد یا مهری که گرفته را پس دهد و خود را یک طرفه از زوجیت مرد برهاند یا اینکه اتمام رابطه زوجیت موقت، منحصر به اتمام مدت یا بذل مدت توسط مرد است و ربطی به بذل مهریه یا استرداد آن ندارد؟
عقد موقت تنها به وسیله تمام شدن مدت و یا بذل مدت توسط زوج فسخ می شود، مگر آنکه در ضمن عقد، وکالت در بذل مدت از مرد گرفته شده باشد.
حکم شرعی کسی که نسبت محرمیت (ادعای زوجیت) و ادعای ارث را به صورت غیر واقعی به شخص دیگری بدهد، چیست؟
اثبات موضوع شرعی مانند زوجیت، نیازمند به بینه شرعی (شهادت دو نفر عادل) دارد.
در صورتی که بین زن و شوهری ملاعنه رخ دهد و شوهر نفی ولد کند.
1ـ رابطه محرمیت این کودک با ملاعن چگونه است؟ آیا در صورتی که کودک دختر باشد، در آینده می تواند با او ازدواج کند؟
2ـ رابطه محرمیت این کودک با بستگان نسبی و رضاعی و سببی مرد لاعن چگونه است؟ آیا می تواند این دختر با برادران مرد لاعن یا پدران او ازدواج کند؟
3ـ در صورتیکه مرد پس از ملاعنه و نفی ولد پشیمان گردد و رجوع کند، رابطه محرمیت این کودک با ملاعن و بستگان نسبی و رضاعی و سببی این مرد چگونه است؟
1) این کودک با ملاعن محرم است و نمی تواند با او ازدواج کند.
2) این کودک با بستگان مرد ملاعن محرم نیست و می تواند با آن ها ازدواج کند.
3) در صورتیکه واقعاً فرزند این مرد باشد یعنی مرد بین خود و خدای خود او را فرزند خود می داند، با بستگان آن مرد نیز محرم است.
همانگونه كه استحضار داريد در روزهای ماه محرم اغلب افراد نسبت به پخش نذری از قبيل شير، شربت و اطعام اقدام می نمايند. با عنايت به خشكسالی بوجود آمده، می خواستيم اين نذورات را در غالب جيره خشک غذايی و آب معدنی به آن منطقه ارسال نمائيم كه عده ای مردد هستند كه آيا از نظر شرعی صحيح می باشد يا خير، فلذا از آن مرجع عاليقدر تقاضا داشته تا حكم شرعی را بيان فرمايند.
چنانچه صیغه خاص نذر ـ که در رساله علمیه ذکر شده ـ خوانده باشد، واجب است در همان مصرف نذر که نامبرده شده، مصرف نمایند؛ لیکن اگر صیغه خاص نذر خوانده نشده باشد، جایز است در قالب جیره غذائی و آب معدنی و ... مصرف شود.
آیا انجام تغییرات ساختمانی در بنای مسجدی که واقف طبق وقف‌نامه و اسناد رسمی و محضری، تنها بنام مسجد وقف نموده ولاغیر؛ و اجاره دادن فضای آشپزخانه و زیرزمین و... آن مسجد، برای انجام امور اقتصادی و تجاری و درآمدزایی (کترینگ و تهیه و عرضه غذا و نوشیدنی)، جایز است؟
چنانچه واقف تصریح نموده باشد که نباید بناهای مذکور را برای انجام امور اقتصادی و تجاری و غیره اجاره داد؛ در این صورت جایز نیست وگرنه اشکالی ندارد.
آیا شرعاً و عقلاً بدون تشخیص و تعیین ارزش عوضین معامله، در فرضی که عوضین معامله آثار هنری و فاقد قیمت مشخص سوقیه هستند، امکان تشخیص حدوث غبن در معامله ممکن است؟
معیار تشخیص غبن آن است که غالب مردم از این تفاوت مقدار قیمت (قیمت بازار و شیء فروخته شده) مساحمه نمی کنند.
1ـ استفاده از دستگاه موسیقی سنتی که در سالیان گذشته تا به امروز به صورت ساز و دهل مخصوص مراسم تعزیه خوانی بوده و احیای این شعیره را به دنبال دارد، چه حکمی دارد؟ 2 ـ استفاده از لباس طرح قدیم مخصوص شبیه خوان های مرد در نقش زن در تعزیه که به صورت چادر های عربی قدیمی (قجری) و روبند های مخصوص(برقه) به منطقه استان هرمزگان بوده، چه حکمی دارد؟ 3 ـ آیا اجرای مجلسی در وصف عروسی حضرت قاسم که به صورت حزین برگزار می گردد، محل اشکال است یا تایید؟
1) چنانچه آن موسیقی مناسب مجالس اهل فسق و فجور نباشد و موجب هتک حرمت شعائر حسینی نشود، اشکال ندارد؛ اما اگر مناسب مجالس فسق و فجور باشد و یا مناسب مجالس عزاداری نباشد، اشکال دارد.
2) اشکال ندارد.
3) اگر این عمل مستند به یکی از کتب مقتل باشد و با رعایت حرمت شعائر باشد، اشکال ندارد.
اگر قاتل در قتل عمد قبل از قصاص و استیذان از حاکم برای قصاص فوت کند و در میان ورثه مقتول صغار باشد با توجه به حرمت هدر دمای مسلمین و عمومات دال بر احترام به دم، آیا می توان از ماترک قاتل دیه مطالبه کرد؟
بله، دیه از ماترک میت برداشته می شود.
باتوجه به اینکه هزینه کفن ودفن متوفی مقدم بر پرداخت دیون است، آیا هزینه نماز و روزه جزء هزینه های کفن ودفن است و آیا پرداخت هزینه نمازو روزه متوفی مقدم بر پرداخت دیون وی است؟
اگر میت وصیت به ثلث کرده باشد، هزینه های نماز و روزه از ثلث مال او برداشته می شود و الا بر پسر بزرگتر واجب است که نماز و روزه واجب پدر را قضا کند و در هر صورت، دیون میت از اصل ترکه کسر می گردد نه نماز و روزه های فوت شده.
اهدای اعضاء
سوال : 1. پیوند اعضاء مجهول الهویت (کسانی که دچار مرگ مغزی می شوند مثلاً تصادفی های کنار اتوبان و.....) با حکم حکومتی امکان دارد یا خیر؟
2. در صورت امکان، کلیه و سایر اعضاء به چه کسانی پیوند می خورد؟
3. در صورتی که کلیه و سایر اعضاء پیوند بخورد و اولیاء و وارثین او پیدا شوند، حکم این پیوند و وجه احتمالی از این پیوند به چه کسی تعلق می گیرد؟
4. با توجه به اصل عدم ولایت، آیا حکومت اختیار پیوند کلیه مرگ مغزی را دارد یا خیر؟
5. آیا اعضای بدن مال نامیده می شود و پس از خروج هر عضوی از بدن هر شخصی، مالک این اعضا شخص است یا حکومت از باب ولایت؟
6. آیا در مردگان مغزی، نفس به بدن تعلق دارد؟ نفس چه موقعی از بدن جدا می شود ؟
7. شخص به عمد با چاقو یک کلیه شخصی را از بین می برد با حکم دادگاه جانی محکوم به قصاص می شود و با توجه به اینکه باید یک کلیه را از طریق عمل جراحی بیرون بیاورند و همچنین کلیه از بدن شخص خارج می شود، آیا شخص جانی می تواند کلیه را بفروشد، در صورت مثبت بودن، وجه حاصل به چه کسی تعلق می گیرد؟
جواب : 1) اهدای عضو، در صورتی که خود طرف در زمان حیات خود وصیت کرده باشد یا اذن داده باشد، جایز است و در غیر این دو مورد جایز نیست.
2) روشن شد که جایز نیست.
3) حق اهداء عضو تنها اختصاص به خود فرد، آن هم در زمان حیات او دارد، لذا این حق به خود شخص اختصاص دارد نه ورثه.
4) روشن شد که چنین اختیار را هیچ کس جز خود شخص ندارد.
5) انسان در زمان حیات خود حق اهدای اعضاء بدن خود را دارد، لذا می تواند با وصیت یا اذن در زمان حیات، عضو خود را به دیگران هدیه دهد. انسان مالکیت اعتباری بر اعضاء خود (چه رئیسه و چه غیر آن) را ندارد؛ لیکن می تواند آن ها را در مقابل مال به دیگران واگذار کند.
6) بله، هنوز نفس به بدن تعلق دارد و عرفا میت بر او صدق نمی کند.
7) خیر، نمی تواند بفروشد و چون کلیه مجنی علیه را از بین برده، لذا کلیه او به مجنی علیه تعلق می گیرد.
اهدای عضو
سوال : شخصی از بستگان بر اثر سانحه رانندگی دچار مرگ مغزی شده است. متخصصین مغز و اعصاب تشخیص داده اند ضریب هوشی مریض به قدری پایین آمده که امکان برگشت مریض به طور عادی وجود ندارد، مگر اتفاق خارق العاده یا معجزه ای پیش بیاید. اکنون تنها با تنفس مصنوعی قلبش کار می کند و اگر این تنفس مصنوعی قطع شود، مریض از دنیا می رود. پزشکان می گویند امثال این مریض ها قابل برگشت نیستند، لذا از اولیاء مریض تقاضا دارند که اعضاء مریض از جمله : کلیه ، کبد، ریه ، قلب و ... را به مریض های دیگر اهداء کنند.
1. با توجه به اینکه خود مریض قبل از این سانحه کارت اهداء عضو داشته که نشان دهنده این است او در صورت بروز مرگ مغزی اجازه هدیه اعضاء خود را داده ، آیا اهداء اعضاء جایز است یا خیر؟
2. در این مورد، نظر مرجع تقلید مریض قابل اعتنا است یا اولیاء آن؟
3. در صورت منفی بودن جواب، با توجه به هزینه های بالای بیمارستان که تقریباً در یک شبانه روز یک میلیون تومان می باشد و پرداخت آن برای بستگان موجب عسر وحرج است، قطع کردن دستگاه تنفسی از مریض جایز است یا خیر؟
جواب : 1) در مفروض سؤال، در صورت مرگ قطعی وی جایز است.
2) نظر مرجع تقلید کسی که عضو را دریافت می کند، معیار و لازم الاعتنا است.
3) اگر مریض مالی نداشته باشد تا هزینه شود، پرداخت آن هزینه های سنگین بر بستگانی که مریض واجب النفقه آنها است مانند پدر و فرزند در حد مقدور که موجب عسر و حرج نشود واجب است.
تشریح و اهدای عضو
سوال : 1. اگر بنده به عنوان یک شخص مسلمان مایل باشم که بعد از مرگم بدنم برای ارتقای جامعه علمی و پزشکی کشور تشریح شود از نظر شرعی مشکل دارد؟
2. اهدای عضو از نظر شرعی دارای چه حکمی می باشد ؟
جواب : 1) چنانچه شخص چنین اذنی را بدهد، تشریح از نظر شرعی در صورتی جایز می شود که ضرورت داشته باشد، مثل اینکه حفظ حیات و زندگی مسلمانان متوقف بر آن باشد و از طریق تشریح بدن غیر مسلمان ممکن نباشد و لازم است در این صورت ابتدا بدن میت مسلمان غسل داده شود و در حد ضرورت و با سرعت تشریح شود و فوراً بعد از تشریح بدن میت جمع شده و دفن شود.
2) اگر میت وصیت به اهداء عضو خود کرده یا در زمان حیات از خود او اجازه گرفته شده باشد، این عمل جایز است.
فقهی پزشکی
سوال : از نظر پزشكي در فردي كه دچار مرگ مغزي شده بازگشت به حيات غير ممكن و تا زماني كه فرد به دستگاه ونتيلاتور وصل مي باشد ضربان قلب و تنفس خود به خودي نداشته ولي فعاليت دستگاه قلب وتنفس وي به كمك دستگاه برقرار وبه محض جدا نمودن فرد فعاليت قلب و تنفس وي قطع خواهد شد. با توجه به اين مطالب فردي به دنبال تصادف دچار مرگ مغزي مي شود و پزشكان بعد از معاينات تخصصي تشخيص مرگ مغزي وي را داده اند اولياي دم نامبرده رضايت خود را نسبت به اهداي اعضاي وي اعلام نموده اند. بسته به اماده بودن يا نبودن تيم پيوند ممكن است از دقايقي بعد از تشخيص تا چندين روز بعد عمل پيوند انجام و فرد از دستگاه جدا و به تبع آن فعاليت قلب و تنفس وي قطع شود. در اين جا دو سوال مطرح است:
1. در صورتي كه تشخيص مرگ مغزي در ماه حرام و عمل پيوند عضو و جدا كردن فرد از دستگاه در ماه غير حرام صورت گيرد تاريخ فوت وي كدام خواهد بود زمان تشخيص مرگ مغزي و يا زمان جدا كردن از دستگاه (مقام قضايي جهت پرداخت ديه به اين نياز دارد)؟
2. در پاره اي از موارد كه بستگان قصد اهداء عضو نداشته ليكن با توجه به اينكه بازگشت بيمارشان به حيات غير ممكن است تقاضاي قطع دستگاه را مطرح مي نمايند. آيا اين امر با رضايت اولياي دم امكان پذير است(هزينه هاي نگهداري چنين بيماري بسيار بالاست)؟
جواب : 1) تاریخ فوت او زمانی است که دستگاه از او برداشته می شود و قلب او از کار بیافتد.
2) خیر قطع دستگاه تا زمانی که عرفاً موت بر او صدق نکند جایز نیست.
اهدای عضو
سوال : 1. آیا انسان مالک اعضای بدن خویش مثل کلیه و سلول های مغز استخوان و مانند آن می باشد؟
2. پسری 20 ساله به دلیل بیماری کلیوی در حال مرگ است و احتیاج به کلیه اهدایی دارد. برای نجات این فرد بهترین فردی که بتواند به او کلیه اهدا کند برادر کوچکتر 10 ساله اش است. با توجه به اینکه برادر دهنده صغیر است و دارای قدرت تفکر و اختیار کامل نمی باشد آیا پدر و مادر مجاز هستند که یکی از کلیه های پسر صغیر به برادر بزرگتر در طی عمل جراحی انتقال داده شود. با علم به اینکه دانش پزشکی ثابت کرده است به طور متوسط 10 سال از عمر فرد دهنده کم خواهد شد آیا بایستی این موضوع با برادر کوچکتر در میان گذاشته شود؟ آیا رضایت این کودک شرط انجام عمل است؟
3- دختری 15 ساله به بیماری خونی کشنده دچار شده است که به منظور درمان ان می توان از سلول های مغزی استخوان خواهر کوچکتر 9 ساله برای پیوند مغز استخوان استفاده کرد؟ دانش پزشکی ثابت کرده است که مغز استخوان فرد دهنده بعد از مدتی به طور کامل بازسازی و جبران می شود و عارضه شناخته شده خاص و سوء ی برای دهنده مغز استخوان وجود ندارد . با توجه به اینکه خواهر دهنده صغیر است و دارای قدرت تفکر و اختیار کامل نمی باشد ، آیا پدر و مادر مجاز هستند که بخواهند مغز استخوان از خواهر کوچکتر به بزرگتر انتقال داده شود ؟ آیا بایستی این موضوع با خواهر کوچکتر درمیان گذاشته شود ؟ آیا رضایت این کودک شرط انجام عمل است؟
جواب : 1) انسان در زمان حیات خود حق اهدای اعضای بدن خود را دارد، لذا می تواند با وصیت یا اذن در زمان حیات، عضو خود را به دیگران هدیه دهد.
2) چنین عملی نسبت به صغیر جایز نیست.
3) چنانچه آن دختر به حد بلوغ رسیده باشد و رضایت به چنین عملی داشته باشد، جایز است.
اهدای عضو
سوال : آیا اشخاص می توانند با پر کردن فرم به پزشکان این اجازه را بدهند که در صورت مرگ مغزی از اعضا و جوارحشان جهت نجات و بهبود زندگی دیگران استفاده شود؟
جواب : در صورت وصيت و تحقق مرگ قطعی اشكال ندارد.
مرگ مغزی
سوال : 1. آیا جایز است اولیاء شخصی که دچار مرگ مغزی شده است اعضا رئیسی او را به دیگری واگذار کنند؟ 2. به طور کلی مرگ مغزی مرگ شرعی به حساب می آید یا خیر؟
جواب : 1) اگر زمان حيات از خود شخص اجازه گرفته باشند يا ميت وصيت به اهداء عضو خود كرده باشد اين عمل جايز است و إلا جايز نيست.
2) با مرگ مغزى فوت صدق نمى كند و با درخواست مريض و يا اولياء او نمى توان به زندگى آن خاتمه داد و در صورتى كه مريض قبلاً اجازه اهداء عضو را داده باشد يا وصيت كرده باشد و حقيقتاً مرده باشد قطع و پيوند آن به ديگرى جايز است.
خرید و فروش اعضای بدن
سوال : امروزه با پیشرفت دانش پزشکی امکان پیوند اعضای انسان به افراد نیازمند و نجات جان آنها محیا گردیده است ، و این عمل با تصویب قانون پیوند اعضا سیر شتابنده ای یافته است، و در نتیجه موضوع حقوقی جدیدی با عنوان خرید و فروش اعضای بدن به وجود آمده است. لذا خواهشمند است نظر مبارک را در خصوص سوالات زیر اعلام فرمایید.
1. آیا اعضای بدن انسان زنده و جسد شخص متوفی دارای مالیت (ذاتی یا اعتباری) می باشند؟ آیا بین اعضای رئیسیه و دیگر اعضای تفاوتی وجود دارد یا خیر؟ آیا بین سایر اعضا بدن تفاوتی وجود دارد؟ (اعضای وراثتی، اعضای اصلی،اعضای فرد)
2. آیا امکان وجود مالکیت برای اعضای بدن و جسد متوفی وجود دارد؟ چه کسانی مالک هستند؟ (۱-خود شخص،۲-ورثه شخص،۳-ولی فقیه)
3. آیا امکان خرید و فروش(بیع) اعضای بدن انسان زنده یا مرده وجود دارد؟
4. در صورت امکان قطع اعضا بدن برای بیع، آیا پزشک قطع کننده اعضای بدن مسئولیتی خواهد داشت؟ دیه، قصاص، تعزیر؟
5. در صورت برداشتن اعضای بدن انسان از محل نگهداری آن در بیمارستان و مراکز پیوند اعضا، یا توسط پزشک در زمان اعمال جراحی آیا امکان تعقیب و محاکمه متهم در قالب سرقت (حدی، تعزیری) خواهد بود؟
جواب : 1) انسان مالکیت اعتباری (همانند مالکیت بر اموال) بر اعضاء خود (چه رئیسه و چه غیر آن) ندارد و لیکن می تواند آن ها را در مقابل مال به دیگران واگذار کند. در این مسئله فرقی در نوع عضو نمی باشد.
2) در صورتی که مریض قبلاً اجازه عضو یا اعضاء بدن خود را قبل از مرگ داده باشد قطع و پیوند آن به دیگری جایز است و این حق به خود شخص اختصاص دارد نه ورثه.
3) روایاتی وارد شده اند که می گویند مرده مؤمن همانند زنده ی او احترام دارد و یا خداوند آنچه را در مورد میت در حال حیات حرام کرده پس از مرگ نیز حرام کرده است. همان طور که قطع اعضاء مؤمن زنده هتک حرمت او بوده و جایز نیست قطع اعضاء مؤمن مرده نیز جایز نیست.
4) در صورت اجازه خود شخص پزشک قطع کننده مسؤلیتی نخواهد داشت و إلّا باید دیه بپردازد. این روایات در کتاب وسائل الشیعه، کتاب الدیات باب 24 از ابواب دیات اعضاء ذکر شده اند.
5) طبق قوانین کشور باید عمل شود.
مرگ مغزي
سوال : آيا به نظر معظم له به مرگ مغزي فوت صدق مي كند و اهداء عضو مرگ مغزي و وصيت به آن مشروع است؟لطفا مباني حكم و استدلال آخود را بنويسيد.
جواب : به مرگ مغزی فوت صدق نمی کند و با درخواست مریض و یا اولیای قانونی آن نمی توان به زندگی آن خاتمه داد که این کار قتل است و در هیچ حالتی جایز نیست و در صورتی که مریض قبلا اجازه اهداء عضو یا اعضاء بدن خود را داده باشد و حقیقتا مرده باشد، قطع و پیوند آن به دیگری جایز است.
پزشکی
سوال : نظر معظم له در مورد اهدای اعضای بيماران مرگ مغزی چيست؟
جواب : در صورتى که مريض قبلا اجازه قطع اعضاء خود را داده باشد و حقيقتاً مرده باشد، قطع و پيوند آن به ديگرى جايز است.