استفتائات برگزیده
اینجانبان متصدی و کارگزار و زمامدار و مجلس دار عزاداری در تکیه ای در یکی از شهرستان ها هستیم. حسب الوظیفه تصمیم بر این داشتیم که چندین شب عزاداری اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را در تکیه بر پا کنیم، عده ای با آوردن این بهانه که اگر مراسم برگزار شود، موجب تبعات و گناه می شود مثلاً افراد فاسد چشم چرانی می کنند یا محتمل است که اشخاصی از این مراسمات سوء استفاده و گناه کنند، پیشنهاد به تعطیلی عزاداری اباعبدالله (علیه السلام) داده اند. آیا اینکه ممکن است بر حسب برگزاری عزاداری در حسینیه احتمالاً عده ای فاسق در این مجلس هم حضور یابند و گناه خود را انجام دهند بر ما که متصدی و کارگردان عزاداری هستیم، حجیت دارد که عزاداری را منحل کنیم؟ حکم واجب بر ما چیست؟
این نوع احتمال دادن خود یک وسوسه شیطانی است. برپایی شعائر حسینی و مراسم عزاداری اهل بیت (علیهم السلام) از اهم امور دینی است و بهتر است که از ورود این افراد به دسته عزاداری و هیئت منع نکنید و راه نصیحت و اصلاح ایشان را با کلمات شایسته و رفتار محبت آمیز در پیش گیرید.
اگر زنی به صورت چند ماهه صیغه مردی شده و سپس نخواهد به رابطه ادامه دهد، آیا می تواند مهریه خود را ببخشد یا مهری که گرفته را پس دهد و خود را یک طرفه از زوجیت مرد برهاند یا اینکه اتمام رابطه زوجیت موقت، منحصر به اتمام مدت یا بذل مدت توسط مرد است و ربطی به بذل مهریه یا استرداد آن ندارد؟
عقد موقت تنها به وسیله تمام شدن مدت و یا بذل مدت توسط زوج فسخ می شود، مگر آنکه در ضمن عقد، وکالت در بذل مدت از مرد گرفته شده باشد.
حکم شرعی کسی که نسبت محرمیت (ادعای زوجیت) و ادعای ارث را به صورت غیر واقعی به شخص دیگری بدهد، چیست؟
اثبات موضوع شرعی مانند زوجیت، نیازمند به بینه شرعی (شهادت دو نفر عادل) دارد.
در صورتی که بین زن و شوهری ملاعنه رخ دهد و شوهر نفی ولد کند.
1ـ رابطه محرمیت این کودک با ملاعن چگونه است؟ آیا در صورتی که کودک دختر باشد، در آینده می تواند با او ازدواج کند؟
2ـ رابطه محرمیت این کودک با بستگان نسبی و رضاعی و سببی مرد لاعن چگونه است؟ آیا می تواند این دختر با برادران مرد لاعن یا پدران او ازدواج کند؟
3ـ در صورتیکه مرد پس از ملاعنه و نفی ولد پشیمان گردد و رجوع کند، رابطه محرمیت این کودک با ملاعن و بستگان نسبی و رضاعی و سببی این مرد چگونه است؟
1) این کودک با ملاعن محرم است و نمی تواند با او ازدواج کند.
2) این کودک با بستگان مرد ملاعن محرم نیست و می تواند با آن ها ازدواج کند.
3) در صورتیکه واقعاً فرزند این مرد باشد یعنی مرد بین خود و خدای خود او را فرزند خود می داند، با بستگان آن مرد نیز محرم است.
همانگونه كه استحضار داريد در روزهای ماه محرم اغلب افراد نسبت به پخش نذری از قبيل شير، شربت و اطعام اقدام می نمايند. با عنايت به خشكسالی بوجود آمده، می خواستيم اين نذورات را در غالب جيره خشک غذايی و آب معدنی به آن منطقه ارسال نمائيم كه عده ای مردد هستند كه آيا از نظر شرعی صحيح می باشد يا خير، فلذا از آن مرجع عاليقدر تقاضا داشته تا حكم شرعی را بيان فرمايند.
چنانچه صیغه خاص نذر ـ که در رساله علمیه ذکر شده ـ خوانده باشد، واجب است در همان مصرف نذر که نامبرده شده، مصرف نمایند؛ لیکن اگر صیغه خاص نذر خوانده نشده باشد، جایز است در قالب جیره غذائی و آب معدنی و ... مصرف شود.
آیا انجام تغییرات ساختمانی در بنای مسجدی که واقف طبق وقف‌نامه و اسناد رسمی و محضری، تنها بنام مسجد وقف نموده ولاغیر؛ و اجاره دادن فضای آشپزخانه و زیرزمین و... آن مسجد، برای انجام امور اقتصادی و تجاری و درآمدزایی (کترینگ و تهیه و عرضه غذا و نوشیدنی)، جایز است؟
چنانچه واقف تصریح نموده باشد که نباید بناهای مذکور را برای انجام امور اقتصادی و تجاری و غیره اجاره داد؛ در این صورت جایز نیست وگرنه اشکالی ندارد.
آیا شرعاً و عقلاً بدون تشخیص و تعیین ارزش عوضین معامله، در فرضی که عوضین معامله آثار هنری و فاقد قیمت مشخص سوقیه هستند، امکان تشخیص حدوث غبن در معامله ممکن است؟
معیار تشخیص غبن آن است که غالب مردم از این تفاوت مقدار قیمت (قیمت بازار و شیء فروخته شده) مساحمه نمی کنند.
1ـ استفاده از دستگاه موسیقی سنتی که در سالیان گذشته تا به امروز به صورت ساز و دهل مخصوص مراسم تعزیه خوانی بوده و احیای این شعیره را به دنبال دارد، چه حکمی دارد؟ 2 ـ استفاده از لباس طرح قدیم مخصوص شبیه خوان های مرد در نقش زن در تعزیه که به صورت چادر های عربی قدیمی (قجری) و روبند های مخصوص(برقه) به منطقه استان هرمزگان بوده، چه حکمی دارد؟ 3 ـ آیا اجرای مجلسی در وصف عروسی حضرت قاسم که به صورت حزین برگزار می گردد، محل اشکال است یا تایید؟
1) چنانچه آن موسیقی مناسب مجالس اهل فسق و فجور نباشد و موجب هتک حرمت شعائر حسینی نشود، اشکال ندارد؛ اما اگر مناسب مجالس فسق و فجور باشد و یا مناسب مجالس عزاداری نباشد، اشکال دارد.
2) اشکال ندارد.
3) اگر این عمل مستند به یکی از کتب مقتل باشد و با رعایت حرمت شعائر باشد، اشکال ندارد.
اگر قاتل در قتل عمد قبل از قصاص و استیذان از حاکم برای قصاص فوت کند و در میان ورثه مقتول صغار باشد با توجه به حرمت هدر دمای مسلمین و عمومات دال بر احترام به دم، آیا می توان از ماترک قاتل دیه مطالبه کرد؟
بله، دیه از ماترک میت برداشته می شود.
باتوجه به اینکه هزینه کفن ودفن متوفی مقدم بر پرداخت دیون است، آیا هزینه نماز و روزه جزء هزینه های کفن ودفن است و آیا پرداخت هزینه نمازو روزه متوفی مقدم بر پرداخت دیون وی است؟
اگر میت وصیت به ثلث کرده باشد، هزینه های نماز و روزه از ثلث مال او برداشته می شود و الا بر پسر بزرگتر واجب است که نماز و روزه واجب پدر را قضا کند و در هر صورت، دیون میت از اصل ترکه کسر می گردد نه نماز و روزه های فوت شده.
طلاق و رجوع به مابذل
سوال :

در فرضی که زوجه در دوران عدة طلاق خلع به مهریه بذل شده خود رجوع نماید ولی این رجوع به اطلاع زوج نرسد: 1- آیا این رجوع فی نفسه صحیح است یا باطل؟ 2- در فرض صحت رجوع، آیا این رجوع که به اطلاع زوج نرسیده است، حقی برای زوجه از حیث مطالبه مهریه ایجاد می‌نماید؟

جواب :

رجوع زن از بذل مهریه در صورتی صحیح و دارای اثر است که در دوران عده باشد و زوج هم به رجوع او تا وقتی که زن در عده است، اطلاع پیدا کند؛ اما اگر زوج از رجوع زوجه اطلاع پیدا نکند تا وقتی که عده تمام شود، در این صورت رجوع زن از بذل هیچگونه اثری ندارد و لغو خواهد بود و زوجه حق مطالبه مهریه را ندارد و همچنین زوج هم حق رجوع ندارد.   

طلاق
سوال :

با توجه به اینکه زوجه از حق حبس خود استفاده کرده است و عدم تمکین ایشان با توجه به حق قانونی خود صحیح بوده و مهریه ایشان قسط بندی شده است، اکنون با توجه به فرض موجود آیا زوج با توجه به عسر و حرج ایجاد شده می تواند دادخواست طلاق مطرح نماید؟

جواب :

بله می تواند و باید در صورت آمیزش، تمام مهریه را به زوجه بدهد.

احکام طلاق
سوال :

آیا در حضور عدلین که در صحت طلاق شرط است، حضور غیر فیزیکی نیز صادق است؟ (به عبارتی صحیح تر استفاده از ویدیو کنفرانس وامثال آن مثل اسکایپ وایمو... شرعاً صدق عنوان حضور عدلین می کند)؟

جواب :

بله، صرف شنیدن صیغه طلاق توسط دو شاهد عادل کفایت می کند و حضور آن ها در مجلس طلاق معتبر نیست.

وکالت در طلاق
سوال :

اگر زنی در عقد شرط کرده که مرد وکالت طلاق را به زن بدهد و مرد قبول کند، آیا بعد از ازدواج مرد می تواند وکالت خود را پس بگیرد؟ برای اینکه مرد نتواند وکالت را پس بگیرد، شرط چگونه باید انشاء شود؟


 

جواب :

اگر شرط کرده که وکیل در طلاق باشد، نمی تواند وکالت خود را پس بگیرد ولی اگر شرط کرده که زن را وکیل نماید، در این صورت گرچه حرام است به شرط خود عمل نکند، اما اگر عمل نکند یا رجوع کرد، زن وکیل در طلاق نخواهد بود.

طلاق
سوال :

زوجه ای با حق طلاق محضری که از قبل داشته است، بعد از مدتها زندگی زناشویی در خفا و بی خبری همسرش اقدام به مطلقه کردن خود می نماید و صیغه طلاق را نیز در محضر بدون حضور زوج یک طرفه با استناد به حق طلاق جاری می کند؛ در حالی که زوج از تمام مراحل بی خبر بوده و بعد از تمامی مراحل طلاق نیز با همین زوجه زندگی مشترک می نمایند:


1- از نظر شرعی نسبت بین این مرد و زن، چگونه است؟


2- اصولاً استفاده از حق طلاق بدون اطلاع زوج توسط زوجه، آیا از نظر شرعی بلا اشکال است؟

جواب :

1) چنانچه طلاق با شرائط و بطور صحیح واقع شده است، دیگر رابطه زوجیت بین مرد و زن وجود ندارد و اطلاع مرد از وقوع طلاق شرط صحت طلاق نیست.


2) با پاسخ پرسش اول، جواب مشخص گردید.


 

وکالت در طلاق
سوال :

چنانچه زوجه از هر جهت نسبت به آزارهای شدید جسمی و روحی شوهر در عسر و حرج باشد، به نحوی که سالها بخاطر مزاحمت های همسرش به شکل تنها و مستقل زندگی می کند و از طرفی وکالت مطلق در طلاق دارد، آیا می تواند بدون مراجعه به حاکم شرع و یا دادگاه با استفاده از اطلاق وکالت با خواندن خطبه و صیغه خود را مطلقه سازد؟ لازم بذکر است که زوجه مذکور نیازی به طی کردن تشریفات متداول دفترخانه برای خود و درج در سند نمی بیند و فقط بدنبال اجرای طلاق شرعی است.

جواب :

در صورت داشتن وکالت در طلاق می تواند با حفظ شرائط خود را مطلقه نماید.

النفقه
سوال :

1- امرأة تزوجت في محافظة كركوك، ولها طفلة من زوجها وهي تدّعي الآن أن زوجها لا ينفق عليها ولايطلقها، فهل يكفي ادعاؤها وشهادة أهلها وأخواتها في إثبات دعواها؟ وإذا ادعت أنها لا يمكن أن تصل إلى زوجها فهل تصدق في إدعائها؟


2- هل يمكن لسماحتكم تطليقها بالولاية من دون التثبت والوصول إلى زوجها؟ علماً أنها تدعي أنه يعسر الوصول اليه.


 

جواب :

1) إذا كان الزوج قادراً على الإنفاق ولكن امتنع عن الانفاق جاز للزوجة أن ترفع أمرها الى الحاكم الشرعي فيلزمه الحاكم بأحد الأمرين إمّا الانفاق وامّا الطلاق. فان امتنع عن الأمرين ولم يمكن الإنفاق عليها من ماله جاز للحاكم طلاقها.


2) لا یمکن ذلك من دون التثبت.

وکالت برای طلاق
سوال :

زن و شوهری به صورت توافقی از هم طلاق گرفته و سپس دوباره با هم ازدواج می کنند و بعد از مدتی زوجه با وکالت در طلاقی که بعد از عقد و ضمن یک وکالتنامه محضری از زوج گرفته، اقدام به مطلقه کردن خود بدون حضور شوهر می کند و در زمان عده، شوهر رجوع کرده و یک سال با هم زندگی می کنند، ولی دوباره بعد از مدتی، زوجه از طریق همان وکالت که یک بار از طریق آن اقدام به مطلقه کردن خود کرده، اقدام به طلاق کرده و بدون حضور زوج، صیغه طلاق جاری می شود. حال با توجه به اینکه قبلاً نیز از همان وکالت استفاده شده و طلاق هم جاری شده و سپس زوج رجوع کرده،


1- آیا طلاق اخیر صحیح است یا خیر؟ با توجه به اینکه در دو طلاق آخر زوج در محضر حاضر نبوده و زوجه به صورت یکطرفه طلاق گرفته و زوج اصلاً راضی به این امر نبوده است.


2- با توجه به اینکه طلاق اخیر، سومین طلاق است، آیا دوباره این زن و شوهر می توانند با هم ازدواج کنند و یا اینکه زوج رجوع کند؟

جواب :

1) چون که رجوع شده همان ازدواج اول باقی است و عقد نکاح جدیدی نیست، لذا بقای وکالت صحیح است و حضور و اطلاع شوهر از اجرای طلاق توسط زوجه ـ بر فرض وجود حق طلاق برای زوجه ـ شرط صحت طلاق نیست.


2- با انجام سه طلاق، ازدواج یا رجوع دوباره نیاز به محلل دارد.


 

طلاق
سوال :

آيا طلاق با ثبوت عسر و حرج و تشخيص آن توسط قاضی در صورتی که زوجه مهریه خود را نبخشد از نوع بائن است یا رجعی و صیغه آن طبق نظر معظم له چیست؟

جواب :

طلاق حاکم از نوع بائن است و چنانچه طلاق از باب شرط وکالت زوجه در حق طلاق خود باشد لازم است سر دفتر به نیابت از زوجه که وکالت از زوج دارد طلاق را اجرا کند و مثلاً بگوید (عن قِبل موکلتی فاطمة زوجة أحمد هی طالق) و یا (فاطمة موکلتی هی طالق) و چنانچه طلاق از باب ولایت و حکم حاکم باشد به نیابت ازحاکم و وکالت از او طلاق را اجرا کرده و مثلاً بگوید (عن قبل الحاکم فاطمة زوجة أحمد هی طالق).

تفریق جسمانی
سوال : با احترام به استحضار می رساند با توجه به رشد فزاینده طلاق ، و اینکه کارشناسان خبره در حقوق خانواده معتقدند بیش از 50 درصد زوج های جدا شده در کمتر از یک سال بعد از طلاق پشیمان می شوند ولی با توجه به جاری شدن طلاق و دخالت های اطرافیان و مشکلات موجود، شرایط برگشت به زندگی فراهم نمی شود وتنها تعداد معدودی از آنان به زندگی قبلی بر می گردند، اکثر این افراد به معضل اجتماعی تبدیل می شوند و از آن پس زندگی را به صورت مجردی ادامه می دهند که نوع نگاه به آنها طعمه های جنسی و ... است. حتی وجود چند میلیون مطلّقه در کشور خانواده های سالم را هم تهدید و دچار تزلزل می کند.
برخی کشور ها نهادی بنام تفریق "جسمانی" مشابه آنچه در شرع مقدس به عنوان طلاق رجعی مطرح است تأسیس کرده اند که طبق نظر دادگاه در صورت بروز اختلاف خانوادگی و فاحش و توأم با عسر و حرج به مدت 3 تا 5 سال حکم تفریق جسمانی می دهند یعنی با وجود بقاء علقه زوجیت، زوجه را الزام به تفریق می کنند تا فهم درستی از طلاق و عواقب آن پیدا کند و اگر بعد از اتمام زمان ، تمایل به بازگشت به زندگی مشترک حاصل شد با حکم دادگاه بر می گردند و اگر هم به نتیجه نرسیدند نهایتاً با حکم دادگاه طلاق عملی صادر می شود. واین نهاد در کاهش طلاق در آن کشورها موفق بوده و در صد قال توجهی از طلاق را از بین برده است. با توجه به مشکلات طلاق های موجود و افزایش روز افزون آن خواهشمند است پاسخ موارد ذیل را مشخص فرمایید:
1. با توجه به مفاسد بسیار زیاد طلاق و مصلحت عمومی جامعه اسلامی ، آیا حکومت اسلامی می تواند برای جلوگیری از این مفاسد زوجین را به تفریق جسمانی الزام کند؟
2. آیا بر اساس نیاز شدید و مصلحت عمومی جامعه و لزوم پیدا کردن راه حل مناسب برای طلاق در فقه شیعه می توان در عدّه طلاق رجعی زوجین را به همین مدت از هم دور نگه داشت تا درک درستی از طلاق و عواقب بعد از آن پیدا کنند ( مثل قطع ارتباط جنسی و حکم به مسکن جداگانه و عدم الزام پرداخت نفقه در این مدت)؟ آیا با رضایت زوجین و نظر دادگاه امکان افزایش عده در طلاق رجعی به بیش از مدت عدّه وجود دارد؟
جواب : 1. الزام زوجین بر تفریق جسمانی فی نفسه جایز نیست ولی چنانچه محاکم ذی صلاح در موارد خاص احراز کنند که اصلاح زندگی آنها بر این امر متوقف است ، اشکال ندارد.
2. دور نگه داشتن زوجین در عده طلاق رجعی و افزایش عده مشروع نیست.
احكام طلاق
سوال : در طلاق باین خلعی زوجه در دفترخانه حضور ندارد و به مردی وکالت با حق توکیل به غیر داده تا مهریه وی را به شوهرش بذل نماید و وی نیز سردفتر را وکیل در بذل مهریه به شوهر زن می کند. بفرمائید سردفتر صیغه طلاق را به چه شکلی ایراد کند ؟ لطفا اعراب گذاری فرمائید .
جواب : صیغه طلاق خلع در مفروض سؤال از این قرار است که در ابتداء به منظور بذل مهریه چنین گوید: "عَن قِبَلِ مُوَكِّلَةِ مُوَكِّلي فُلانة بَذَلتُ لِمُوَكِّلِي ما عَلَيه من المَهر لِيَخلَعَها ويُطَلِّقَها" ضمنا به جاي كلمه " فلانة" اسم زوجه را بياورد سپس به وکالت از زوج صیغه طلاق خلع را چنین انشا کند" زوجةُ موكِّلي طالق عَلى ما بَذَلَتْ"
طلاق حاكم
سوال : چنانچه حاکم زوجه را به دلیل عسر و حرج که منشاء آن کراهت زوجه باشد و مفارقت ایجاد شده طولانی که زوجه خود عامل آن بوده است مطلقه نماید؛ بدون موارد شش گانه طلاق بائن (غير بالغه ، غير مدخوله ، يائسه ، خلع ، مبارات‌ و طلاق‌ ثالث ) آیا باز هم اطلاق طلاق بائن به دلیل آن که حاکم منشاء صدور حکم است به طلاق مذکور جاری است ؟ آیا اصولاً این نوع طلاق صحیح می باشد ؟ در صورت صحت حکم طلاق نحوه اجرا و انشاء خطبه طلاق به چه نحو می باشد؟
جواب : طلاق حاکم در فرض مسئله صحیح و اصطلاحاً به آن طلاق بائن قضائی گفته می شود و چنانچه طلاق از باب شرط وکالت زوجه در حق طلاق خود باشد لازم است سر دفتر به نیابت از زوجه که وکالت از زوج دارد طلاق را اجرا کند و بگوید (عن قِبل موکلتی فاطمة زوجة أحمد هی طالق ) و یا (فاطمة موکلتی هی طالق ) و چنانچه طلاق از باب ولایت و حکم حاکم باشد به نیابت ازحاکم و وکالت از او طلاق را اجرا کرده و بگوید (عن قبل الحاکم فاطمة زوجة أحمد هی طالق )
احکام طلاق
سوال : اگر مردی پس از سالها زندگی و در سنین میانسالی و کهنسالیِ زن تصمیم به طلاق وی بگیرد، در حالیکه زن در صورت طلاق هیچ منبع درآمدی برای گذران زندگی و محلی برای سکونت ندارد و مهریه او نیز فقط یک جلد قرآن و نهج البلاغه است و شرایط و سن او نیز به گونه ایست که امیدی به ازدواج مجدد وی نیست. درصورتیکه مرد توان اقتصادی بالا و کافی داشته باشد، آیا هنگام طلاق وظیفه ای نسبت به تامین هزینه زندگی زن مطلقه اش یا تامین امکانات ادامه زندگی وی ندارد؟ ضمنا زن پیش از ازدواج با شوهرش، از شان اقتصادی و خانوادگی مناسبی برخوردار بوده است و در صورت طلاق امکان گذران زندگی ندارد.
جواب : در صورتی که شوهر شرط موجود در دفترچه های عقدنامه را ضمن عقد نکاح قبول کرده باشد که زن در اموالی که شوهر پس از ازدواج تحصیل کرده است شریک است، زن در اموال شوهر شریک است و می تواند سهم خود را از شوهر مزبور مطالبه کند، همچنین اگر در زندگی مشترک زن کاری کرده که ارزش اقتصادی داشته و قصد مجانی بودن را هم نداشته و آن را اعلام کرده، زن می تواند اجرت المثل کارهای خود را مطالبه کند. ضمناً در حل مسأله فوق باید به دادگاه های خانواده مراجعه کرد.
وکالت در طلاق
سوال : اینجانب طی ماه گذشته به درخواست همسرم به یکی از دفاتر ثبت حقوقی مراجعه کردم تا به او تعهد دهم به بیماری اعتیاد که فقط سه ماه به آن مبتلا شدم، مبادرت نکنم تا موجب کدورت خاطر همسر و خانواده او را فراهم نکنم، اما متأسفانه هم زمان با حضور در دفتر ثبت حقوقی و قانونی کردن این تعهد، برگه ای را امضا کردم که محتویات صفحه بعدی آن وکالت نامه طلاق توافقی بود و علیرغم تأکیدات قانونی، مسؤولان آن دفترخانه بنده را تفهیم وکالت نکردند که مغایرت صریح با ماده 118 آیین دادرسی مدنی دارد. همچنین بر اساس مواد صریح آیین نامه دفاتر اسناد رسمی، مسؤولان دفترخانه موظف به تفهیم وکالت نامه به شخص امضا کننده هستند که متأسفانه این مسأله نیز صورت نگرفت. بر همین اساس همسر بنده با استفاده از این وکالت نامه که با حیله و فریب از بنده اخذ کرده، اقدام به طلاق توافقی کرده، در صورتی که این مسأله بر خلاف میل باطنی و مغایر با قانون است. با توجه به قاعده «الطلاق بید من آخذ بالساق» و موارد ذکر شده، اقدام به طلاق از سوی همسر بنده با شرایطی که بیان شد از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
جواب : اگر وکالتِ در طلاق در ضمنِ عقدِ لازمی صورت پذیرد، چنین وکالتی لازم و نافذ است. اما اینکه وکالت مذکور با رضایت شما بوده است یا خیر، مسأله مصداقی است که در مراجع قضایی بایستی اثبات شود.
طلاق
سوال : به نظر فقهی حضرتعالی اگر عسر وحرج زوجه و یا سو معاشرت زوج برای قاضی دادگاه احراز و ثابت شود می تواند زوج را الزام به طلاق زن نماید و اگر زوج از طلاق زنش امتناع نمود قاضی دادگاه اقدام به صدور حکم طلاق بائن زن می کند و نیازی نیست زن بذل مهریه نماید. حال عنایت نموده و جواب سوالات مطروحه را مشروحا " بیان فرمائید :
1. مگر طلاق بائن زن مدخوله ای که یائسه هم نیست نبایستی به یکی از دو صورت خلعی یا مبارات جاری شود؟ که در هر دو بایستی بذل مال یا مهریه صورت گیرد!
2. اگر شوهر در دادگاه یا دفترخانه حاضر نباشد قبول بذل را چه کسی باید انجام دهد؟
3. اگر سردفتر نیت نمود ه و بگوید فاطمه زوجه احمد هی طالق برای طلاق بائن زن مدخوله کفایت می کند یا باید ازطرف قاضی صیغه طلاق را جاری کند؟
جواب : 1) خیر چنان چه برای قاضی عدم انفاق و یا عسر و حرج زوجه و عدم امساک به معروف ثابت شود می تواند از باب ولایت و حکم حاکم صیغه طلاق را ولایتاً جاری نماید و بذل مهریه از طرف زوجه لازم نیست.
2) با توجه به سؤال قبل روشن شد که در صورت حکم قاضی و اجرای صیغه طلاق بائن از باب ولایت، بذل لازم نیست.
3) سر دفتر باید به نیابت از حاکم و وکالت از او (در صورت تحقق عسر و حرج و اینکه زوج شرایط ضمن عقد را امضا نکرده باشد و حاضر به آمدن به دادگاه و رضایت به طلاق نباشد) صیغه طلاق را جاری کرده و بگوید: (عن قبل الحاكم فاطمة زوجة أحمد هي طالق) .
طلاق
سوال : اگر زوجه مدخوله از دادگاه تقاضای طلاق نماید و عسر وحرج وی به دلیل سوء معاشرت یا اعتیاد زوج یا عدم پرداخت نفقه در دادگاه به اثبات برسد و قاضی حکم به طلاق بائن زوجه دهد. 1. آیا زن که مدخوله هم هست بایستی بذل مهریه یا مالی به شوهرش کند تا طلاق بصورت خلعی واقع شود ؟ 2. اگر زوجه نیاز به بذل مهریه یا مالی نداشته باشد آیا می توان طلاق بائن وی را با صیغه فاطمه روجه احمد هی طالق جاری نمود ؟
جواب : 1) خیر در صورت احراز عسر و حرج زوجه ، ولایتاً صیغه طلاق را جاری می کند و نیازی به بذل مهریه و قبول بذل از طرف شوهر نیست.
2) اگر زوج حاضر به آمدن در دادگاه نباشد و شرایط ضمن عقد که با آن، زوجه وکیل او در طلاق می شود را امضاء نکرده باشد ولی انفاق نکرده و یا عسر و حرج زوجه و عدم امساک به معروف ثابت شود قاضی ولایتاً می گوید (فاطمة زوجة أحمد هي طالق) و یا سردفتر به وکالت از حاکم می گوید (عن قبل الحاکم فاطمة زوجة أحمد هي طالق).
احکام طلاق
سوال : مردانى در زمان جنگ ناپديد شده و سرنوشت آنها نامعلوم است. با توجه به اين كه در بيمارستان ها، زندان ها و نیز جاهاى ديگر براى يافتن آنها جستجو شده است، حكم همسران آنها چيست؟
جواب : امر اين زن به حاكم شرع ارائه مى شود و بعد از 4 سال انتظار و جستجو، حاكم شرع مي تواند آنها را طلاق دهد. اين حكم براى آن كسى است كه خبرى از او به دست نيامده و زنده بودنش مشخص نيست.
احکام طلاق
سوال : مردى با زنش در حال حيض همبستر شده و بعد از تمام شدن دوران حيض او را طلاق داده است، آيا این طلاق صحيح است؟
جواب : اين طلاق باطل است.
احکام طلاق
سوال : شوهر زنى حاضر به طلاق او نيست و مشخص شده كه مشكل از مرد است. آيا در اين حالت، طلاق با اذن حاكم شرع صورت مى گيرد با توجه به اين كه زن بر طلاق اصرار دارد؟
جواب : حكم به اختلاف صورت مسأله متفاوت است و تا وجه امتناع زوج معلوم نشود، نمى توان اذن به طلاق صادر كرد.
احکام طلاق
سوال : آيا جايز است كه اجراى صيغه طلاق و شهادت شهود عادل از طريق تلفن يا برنامه هاى صوتى تصويرى كه به صورت زنده پخش مى شود، انجام شود؟ به صورتى كه شهود و مجرى صيغه طلاق مستقيماً مى توانند همديگر را ببينند؟
جواب : بله جايز است.