استفتائات برگزیده
اینجانبان متصدی و کارگزار و زمامدار و مجلس دار عزاداری در تکیه ای در یکی از شهرستان ها هستیم. حسب الوظیفه تصمیم بر این داشتیم که چندین شب عزاداری اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را در تکیه بر پا کنیم، عده ای با آوردن این بهانه که اگر مراسم برگزار شود، موجب تبعات و گناه می شود مثلاً افراد فاسد چشم چرانی می کنند یا محتمل است که اشخاصی از این مراسمات سوء استفاده و گناه کنند، پیشنهاد به تعطیلی عزاداری اباعبدالله (علیه السلام) داده اند. آیا اینکه ممکن است بر حسب برگزاری عزاداری در حسینیه احتمالاً عده ای فاسق در این مجلس هم حضور یابند و گناه خود را انجام دهند بر ما که متصدی و کارگردان عزاداری هستیم، حجیت دارد که عزاداری را منحل کنیم؟ حکم واجب بر ما چیست؟
این نوع احتمال دادن خود یک وسوسه شیطانی است. برپایی شعائر حسینی و مراسم عزاداری اهل بیت (علیهم السلام) از اهم امور دینی است و بهتر است که از ورود این افراد به دسته عزاداری و هیئت منع نکنید و راه نصیحت و اصلاح ایشان را با کلمات شایسته و رفتار محبت آمیز در پیش گیرید.
اگر زنی به صورت چند ماهه صیغه مردی شده و سپس نخواهد به رابطه ادامه دهد، آیا می تواند مهریه خود را ببخشد یا مهری که گرفته را پس دهد و خود را یک طرفه از زوجیت مرد برهاند یا اینکه اتمام رابطه زوجیت موقت، منحصر به اتمام مدت یا بذل مدت توسط مرد است و ربطی به بذل مهریه یا استرداد آن ندارد؟
عقد موقت تنها به وسیله تمام شدن مدت و یا بذل مدت توسط زوج فسخ می شود، مگر آنکه در ضمن عقد، وکالت در بذل مدت از مرد گرفته شده باشد.
حکم شرعی کسی که نسبت محرمیت (ادعای زوجیت) و ادعای ارث را به صورت غیر واقعی به شخص دیگری بدهد، چیست؟
اثبات موضوع شرعی مانند زوجیت، نیازمند به بینه شرعی (شهادت دو نفر عادل) دارد.
در صورتی که بین زن و شوهری ملاعنه رخ دهد و شوهر نفی ولد کند.
1ـ رابطه محرمیت این کودک با ملاعن چگونه است؟ آیا در صورتی که کودک دختر باشد، در آینده می تواند با او ازدواج کند؟
2ـ رابطه محرمیت این کودک با بستگان نسبی و رضاعی و سببی مرد لاعن چگونه است؟ آیا می تواند این دختر با برادران مرد لاعن یا پدران او ازدواج کند؟
3ـ در صورتیکه مرد پس از ملاعنه و نفی ولد پشیمان گردد و رجوع کند، رابطه محرمیت این کودک با ملاعن و بستگان نسبی و رضاعی و سببی این مرد چگونه است؟
1) این کودک با ملاعن محرم است و نمی تواند با او ازدواج کند.
2) این کودک با بستگان مرد ملاعن محرم نیست و می تواند با آن ها ازدواج کند.
3) در صورتیکه واقعاً فرزند این مرد باشد یعنی مرد بین خود و خدای خود او را فرزند خود می داند، با بستگان آن مرد نیز محرم است.
همانگونه كه استحضار داريد در روزهای ماه محرم اغلب افراد نسبت به پخش نذری از قبيل شير، شربت و اطعام اقدام می نمايند. با عنايت به خشكسالی بوجود آمده، می خواستيم اين نذورات را در غالب جيره خشک غذايی و آب معدنی به آن منطقه ارسال نمائيم كه عده ای مردد هستند كه آيا از نظر شرعی صحيح می باشد يا خير، فلذا از آن مرجع عاليقدر تقاضا داشته تا حكم شرعی را بيان فرمايند.
چنانچه صیغه خاص نذر ـ که در رساله علمیه ذکر شده ـ خوانده باشد، واجب است در همان مصرف نذر که نامبرده شده، مصرف نمایند؛ لیکن اگر صیغه خاص نذر خوانده نشده باشد، جایز است در قالب جیره غذائی و آب معدنی و ... مصرف شود.
آیا انجام تغییرات ساختمانی در بنای مسجدی که واقف طبق وقف‌نامه و اسناد رسمی و محضری، تنها بنام مسجد وقف نموده ولاغیر؛ و اجاره دادن فضای آشپزخانه و زیرزمین و... آن مسجد، برای انجام امور اقتصادی و تجاری و درآمدزایی (کترینگ و تهیه و عرضه غذا و نوشیدنی)، جایز است؟
چنانچه واقف تصریح نموده باشد که نباید بناهای مذکور را برای انجام امور اقتصادی و تجاری و غیره اجاره داد؛ در این صورت جایز نیست وگرنه اشکالی ندارد.
آیا شرعاً و عقلاً بدون تشخیص و تعیین ارزش عوضین معامله، در فرضی که عوضین معامله آثار هنری و فاقد قیمت مشخص سوقیه هستند، امکان تشخیص حدوث غبن در معامله ممکن است؟
معیار تشخیص غبن آن است که غالب مردم از این تفاوت مقدار قیمت (قیمت بازار و شیء فروخته شده) مساحمه نمی کنند.
1ـ استفاده از دستگاه موسیقی سنتی که در سالیان گذشته تا به امروز به صورت ساز و دهل مخصوص مراسم تعزیه خوانی بوده و احیای این شعیره را به دنبال دارد، چه حکمی دارد؟ 2 ـ استفاده از لباس طرح قدیم مخصوص شبیه خوان های مرد در نقش زن در تعزیه که به صورت چادر های عربی قدیمی (قجری) و روبند های مخصوص(برقه) به منطقه استان هرمزگان بوده، چه حکمی دارد؟ 3 ـ آیا اجرای مجلسی در وصف عروسی حضرت قاسم که به صورت حزین برگزار می گردد، محل اشکال است یا تایید؟
1) چنانچه آن موسیقی مناسب مجالس اهل فسق و فجور نباشد و موجب هتک حرمت شعائر حسینی نشود، اشکال ندارد؛ اما اگر مناسب مجالس فسق و فجور باشد و یا مناسب مجالس عزاداری نباشد، اشکال دارد.
2) اشکال ندارد.
3) اگر این عمل مستند به یکی از کتب مقتل باشد و با رعایت حرمت شعائر باشد، اشکال ندارد.
اگر قاتل در قتل عمد قبل از قصاص و استیذان از حاکم برای قصاص فوت کند و در میان ورثه مقتول صغار باشد با توجه به حرمت هدر دمای مسلمین و عمومات دال بر احترام به دم، آیا می توان از ماترک قاتل دیه مطالبه کرد؟
بله، دیه از ماترک میت برداشته می شود.
باتوجه به اینکه هزینه کفن ودفن متوفی مقدم بر پرداخت دیون است، آیا هزینه نماز و روزه جزء هزینه های کفن ودفن است و آیا پرداخت هزینه نمازو روزه متوفی مقدم بر پرداخت دیون وی است؟
اگر میت وصیت به ثلث کرده باشد، هزینه های نماز و روزه از ثلث مال او برداشته می شود و الا بر پسر بزرگتر واجب است که نماز و روزه واجب پدر را قضا کند و در هر صورت، دیون میت از اصل ترکه کسر می گردد نه نماز و روزه های فوت شده.
طلاق
سوال :

1- در طلاق خلع، آیا باید شروط عسرو حرج و مواد 1119 و 1129 و 1130 برای زوجه ایجاد شود تا امکان طلاق برای زوجه فراهم گردد، یا این نوع طلاق (خلع) منصرف از موارد مندرج در مواد مذکور است و به صرف بذل کل یا بعض یا بیش مهریه می تواند به درخواست زوجه مطرح شده و حکم طلاق صادر شود؟


2- در صورتیکه شرط عسر و حرج در طلاق خلع با وجود بذل مهریه لازم باشد، پس فلسفه بذل چیست؟ (چون بدون بذل هم با ایجاد شرایط مذکور در مواد اعلام شده، طلاق به درخواست زوجه امکان پذیر است).


3- درصورت عدم قبول بذل توسط زوج، تکلیف چیست؟

جواب :

1) اگر زوجه واقعاً از زوج کراهت و تنفر داشته باشد می تواند در ازای بخشش قسمتی یا تمام مهر با رضایت زوج طلاق خلعی بگیرد و لذا درطلاق خلع، عسر و حرج شرط نمی باشد و چنانچه برای قاضی عدم انفاق و یا عسرو حرج زوجه ثابت شود، می تواند از باب ولایت و حکم حاکم، صیغه طلاق را ولایتاً جاری نماید و بذل مهریه از طرف زوجه لازم نیست و طلاق حاکم در صورت عدم انفاق، طلاق بائن است ولیکن طلاق حاکم در صورت عسر و حرج طلاق رجعی است.


2) از پاسخ سؤال قبل روشن شد.


3) در این صورت طلاق خلع واقع نمی شود.

قبول بذل
سوال :

1- آیا در طلاق خلع، قبول بذل از طرف مرد لازم است؟


2- در صورتیکه مرد بذل را قبول نکند، طلاق چه حکمی دارد؟

جواب :

1) خیر، لازم نیست.


2) طلاق، باطل است.

رجوع به بذل بعد از فوت زوج در دوران عده
سوال :

اگر در دوران عده طلاق خلع، زوج فوت کند، آیا زوجه می تواند به بذل خود بعد از تاریخ فوت زوج رجوع کرده و از وراث زوج بذل خود را طلب کند؟

جواب :

خیر، نمی تواند.

طلاق خلع
سوال :

اینجانب به علت تهدیدهای مکرر و همیشگی همسرم بعد از گذشت چهار سال از ازدواجم، اقدام به بخشش کل مهریه خود به میزان صد و چهارده سکه تمام بهار آزادی در قبال طلاق توافقی و خلعی در حق وی نموده ام. تا اینکه پس از اجرای صیغه طلاق و مطالبه طلاق نامه و پرس و جو مطلع شده ام که از رجوع خود به مابذل نیز نادانسته و نفهمیده و بدون این که از معنی این واژه و تبعات این کار مطلع باشم، صرف نظر نموده ام. حال با عنایت به شرح ماوقع از آن مرجع عالیقدر سؤالاتی دارم:


1- آیا اساساً از نظر موازین شرعی، رجوع به ما بذل حکم تلقی می گردد یا حق است؟


2- آیا در زمان اخذ گواهی عدم امکان سازش و اجرای صیغه طلاق توافقی، رجوع به مابذل از سوی زوجه قابل اسقاط است یا خیر؟


3- در صورت حکم تلقی شدن رجوع به مابذل و قابل اسقاط نبودن آن از سوی زوجه در زمان اخذ گواهی عدم امکان سازش و اجرای صیغه طلاق خلقی توافقی، فرصت زمانی که اینجانب برای رجوع به مابذل و مطالبه مهریه خود دارم، چقدر است؟

جواب :

1) رجوع به مابذل در طلاق خلعی، حکم است.


2) قابل اسقاط نیست.


3) فرصت تا زمان انتهای عده است.

طلاق خلعی
سوال :

اگر در طلاق خلعی توافقی در داگاه، زن حق رجوع به مابذل در ایام عده شرعی را از خود اسقاط نماید:


1- چنین توافق و شرطی صحیح است؟


2- اگر سردفتر چنین طلاقی را در حضور عدلین اجرا نماید، طلاق صحیح بوده است؟

جواب :

1) چنانچه شرط عدم رجوع زوجه از بذل مهر به صورت شرط نتیجه بوده (به این صورت که حق رجوع در بذل نداشته باشد) نافذ نیست زیرا که خلاف شرع است، ولی اگر به صورت شرط فعل باشد (به این صورت که عملاً رجوع نکند) نافذ است ولیکن اگر رجوع کند و زوج هم علم به آن پیدا کند در زمان عده صحیح است و طلاق رجعی می شود.


2) اگر شرط عدم رجوع به صورت شرط فعل بوده، اجرای طلاق صحیح می باشد ولیکن در صورت رجوع کردن از بذل و علم زوج به آن در عده، طلاق رجعی می شود.

طلاق خلعی توافقی
سوال :

اگر در طلاق خلعی توافقی در دادگاه، زن حق رجوع به ما بذل در ایام عده شرعی را از خود اسقاط نماید:


1- آیا چنین توافق و شرطی صحیح است؟


2- آیا اگر سردفتر چنین طلاقی را در حضور عدلین اجرا نماید، طلاق صحیح بوده است؟

جواب :

1) حق رجوع زن، حکم شرعی است و قابل اسقاط نمی باشد.


2) طلاق علی کل حال صحیح است؛ لیکن حق رجوع هم برای زن باقی است و اگر رجوع کند، طلاق مبدل به رجعی می شود.

رجوع از بذل مهريه
سوال :

با بذل مهريه از طرف زوجه و اخذ رضايت زوج، صيغه شرعی طلاق جاری شده و مراحل قانونی آن نيز به پايان رسيده است. قبل از اتمام عده طلاق، زوجه به ما بذل رجوع نموده است، بدون آنكه زوج از اين رجوع اطلاع پيدا كند. با عنايت به آنكه زوجه پس از اتمام عده، اقدام به مطالبه مهريه خود كه از بذل آن رجوع نموده كرده است، آيا بر اين رجوع كه بدون اطلاع زوج صورت پذيرفته است اثری مترتب می باشد؟ به عبارت ديگر آيا زوجه با اين رجوع، استحقاق مهريه را مجدداً پيدا می كند؟

جواب :

در فرض مسئله، چنین رجوعی از جانب زوجه لغو می باشد و اثری بر آن مترتب نیست و زوجه استحقاق مهریه را پیدا نمی کند.

طلاق خلع
سوال :

با توجه به مسئله 1487 جلد دوم منهاج الصالحین در باب طلاق خلع و مبارات در صورت اجرای طلاق خلعی، با حصول رجوع زن مختلعه به مبذول در اثنای مدت عده و اعلام و اطلاع آن مرد و با عدم رجوع مرد به نکاح سابق در مدت باقی مانده عده، بدون وجود هیچگونه مانع شرعی، آیا زن مستحق مبذول می باشد و حق مطالبه آن را دارد؟

جواب :

بله، حق مطالبه دارد.

رجوع زوج
سوال : اينجانب يک سال پيش ازشوهرم که به 16 سال حبس محکوم شده است با وکالت محضری در طلاق از او در دادگاه طلاق خلع گرفتم ، ولی قبل از تمام شدن عده با اصرار و التماس شوهرم و تهديد به خودکشی ، بدون برگردادن مهريه يا بذلی و با گرفتن تعهداتی از او رجوع کرديم ، اما بعد از رجوع به هيج کدام از تعهداتش عمل نکرد و از نظر نفقه و مسئوليت همسری هيچ گونه تعهدی نسبت به من ندارد و حتی چون شاغل هستم ،خرج خودم و حتی او را می دهم و کليه ما يملک که از آن استفاده مي کنيم از آن من است در صورتي که ايشان استطاعت مالی متوسطی دارد. مي خواهم بدانم با اين شرايط رجوع ما صحيح بوده و اگر شرعی بوده آيا من مي توانم با وکالت قبلی که از ايشان دارم به محضر مراجعه کرده و طلاق بگيرم؟
جواب : رجوع شوهرتان در زوجيت بدون رجوع شما در بذل (آنچه به ايشان براى طلاق دادن داديد) صحيح نيست. و اما اگر شما در بذل رجوع كرده بوديد ، رجوع ايشان به زوجيت نيز صحيح است. شما در صورتی مى توانيد با استفاده از وكالتتان طلاق بگيريد که آن وکالت در طلاق مطلق بوده و مخصوص به ازدواج اول نباشد ؛ لیکن شما مى توانيد به حاكم شرع مراجعه كنيد تا او را وادار كند يا نفقه و ساير حقوق شما را بدهد و يا طلاق دهد و اگر از هر دو امتناع كرد ، خود قاضى طلاق مى دهد.
رجوع در طلاق مبارات
سوال : اینجانب در تیر ماه سال گذشته از همسر سابقم طلاق مبارات گرفته ولی به جهت شرایط خاص مجبور به زندگی در یک خانه به مدت حدود 4 یا 5 ماه بدون رابطه نزدیکی بودیم، در این مدت خانم هیچ گونه رجوعی به ما بذل (مهریه) خود نه به صورت شفاهی و نه کتبی نداشتند، آیا صرف هم خانه بودن به معنای رجوع می باشد؟
جواب : از خصوصیات مسأله خبر نداریم ، لکن صرف هم خانه بودن به معنای رجوع نیست .
عسر و حرج زوجه
سوال : همسر بنده بعد از 3 سال زندگی مشترک اقدام به ترک زندگی مشترک از سال 90 کرده است و در این مدت هم اقدام به دریافت مهریه از بنده کرده است حالا بعد از گذشت 3 سال زندگی مجزا با ادله واهی از دادگاه تقاضای طلاق در ازای بخشش مهریه با بیان اکراه شدید اقدام به ارایه دادخواست طلاق نموده است. خواهشمندم در این خصوص راهنمایی بفرمایید آیا کراهت زوجه دلیل بر عسر وحرج می باشد؟
جواب : اگر زوجه واقعاً از زوج کراهت و تنفّر داشته باشد می تواند در ازای بخشش جزء یا تمام مهریه با رضایت زوج طلاق خلعی بگیرد.
احکام طلاق
سوال : زنى از همسرش تقاضاى طلاق كرده است به اين معنى كه خواستار طلاق خلعى در مقابل بخشيدن مهر و نفقه خود به مرد است. مرد از او خواسته تا هر آن چه كه به عنوان نفقه از مؤونه به او داده مانند خوردنى ها و پوشيدنى ها، هزينه موبايل، آرايش، خرج روزانه و هر آن چه كه انسان در زندگى روزمره اش مصرف مى كند را به مرد بازگرداند. آيا اين خواسته از طرف مرد شرعى است و با توجه به اين كه زن موافقت كرده تا فقط مهريه و نفقه اش را ببخشد آيا قبول اين خواسته مرد بر او واجب است؟
جواب : پرداخت فديه خلع بايد به اختيار زن باشد پس مجبور كردن زن بر پرداخت آن صحيح نيست، اگر چه اجبار از طرف همسر او باشد.
طلاق خلع
سوال : عقد زن و شوهری در خارج کشور خوانده شده است و عاقد محترم شروط عقد را به زوج القا کرده و زوج قبول نموده است: «ضمن عقد نکاح زوج به زوجه وکالت بلا عزل با حق توکیل غیر داده که در موارد مشروحه زیر با رجوع به دادگاه یا حاکم شرع پس ازانتخاب نوع طلاق خود را مطلقه نماید و از طرف زوج قبول نماید، از جمله موارد این است: سوء رفتار و یا معاشرت زوج که ادامه زندگی غیرقابل تحمل باشد ...»، سؤال این است که اکنون زوجه به دلیل سوء معاشرت زوج، ادامه زندگی برایش خیلی سخت شده و حاضر به ادامه زندگی با زوج نمی باشد و نیز حاضر نیست از همه مهر خود بگذرد، آیا با توجه به متن فوق در هنگام اجرای صیغه عقد زوجه می تواند با اخذ کل مهر و یا بذل مقداری از مهر، خود را به وکالت از مرد، مطلقه به طلاق خلع نماید و یا حاکم شرع چنین طلاقی را صادر نماید؟ و آیا حاکم شرع و یا وکیل وی می توانند زن را طوری مطلقه نمایند که کل مهر و یا مقداری از آن بر ذمه زوج باقی بماند؟
جواب : چنانچه زن از مرد کراهت داشته باشد در صورتی می تواند به وکالت از مرد خود را مطلقه کند که از کل یا مقداری از مهریه بگذرد و در این صورت نوع طلاق خلع خواهد بود. اما اگر بخواهد تمام مهریه را بگیرد طلاق رجعی می شود.
طلاق توافقی
سوال : اگر در طلاق توافقی زوج به همسرش وکالت با حق توکیل به غیر دهد تا از طرف زوج قبول بذل نموده و خودش را طلاق خلعی دهد و زوجه توکیل به سردفتر طلاق نماید، بفرمایید صیغه ی بذل مهریه و صیغه ی طلاق به چه نحوی باید از سوی سردفتر جاری شود؟
جواب : اگر کراهت از ناحیه ی زوجه باشد و زوجه بخواهد با بذل مهریه یا چیز دیگری خود را مطلقه کند، یک بار سردفتر به وکالت از موکل زوجه می گوید: «خالعت فاطمة وکالةً عن زوجها -و يا (بالوكالة عن موكل موكلتي)- على ما بذلت مهرها فهي طالق».
طلاق
سوال : اگر زوجه غیر مدخوله باشد و با کراهتی که از شوهرش دارد بخش یا تمام مهریه و حقوق مالی خود را به زوج بذل نماید، آیا می توان صیغه ی طلاق وی را باین خلعی جاری ساخت یا در طلاق خلعی زوجه باید مدخوله باشد؟
جواب : بله می توان طلاق خلع جاری کرد و دخول شرط نمی باشد.
طلاق خلع
سوال : اگر زوجه علاوه بر مهریه ی خود، نفقه و اجرت المثلِ ایام زناشویی و تمام حقوق مالی خود را به زوج بذل کند تا وی را طلاق خلع دهد، اجرای صیغه ی بذل و طلاق به چه صورت خواهد بود؟
جواب : مجری صیغه ی طلاق، همه ی آنچه را زوجه بذل کرده در نظر می گیرد و از آن به مثل «علی کذا» تعبیر می کند، مثلاً می گوید: «أنتِ طالق علی کذا» یا می گوید: «خلعتُکِ علی کذا» یا «انتِ مختلَعة علی کذا».
رجوع بما بذل در طلاق خلع
سوال : 1. بر وفق مقررات شرعی، زوجه در طلاق خلع بواسطه کراهتی که از زوج دارد، مالی (مهریه و....) را به زوج می دهد که اصولاً در قالب عقد هبه می باشد و بر وفق مقررات شرعی زوجه می تواند در مدت عده به آن رجوع کند، آیا اگر زوجه آن مال را در قالب عقد صلح که از جمله عقود لازم می باشد به زوج بدهد، می تواند به آن مال رجوع کند یا خیر؟
2. اگر زوجه کل مهریه را در قالب عقد صلح در قبال طلاق به زوجه بدهد و بنوعی باعث عدم امکان رجوع به آن مال شود صحیح می باشد؟
جواب : 1) وجه شرعی این نوع بذل همان خلع می باشد یعنی این پول (فدیه) را در مقابل طلاق دادن به شوهر می دهد و لزومی ندارد که تحت عنوان هبه یا صلح یا چیز دیگری واقع شود و اگر زن مالی را به شوهر تحت عنوان صلح بدهد مشروط به آن که شوهر هم او را طلاق بدهد، شوهر مالک آن مال می شود و واجب است زن را طلاق بدهد اما طلاق دیگر طلاق رجعی می شود نه طلاق خلع و اگر شوهر مخالفت کرد و در عده رجوع کرد زن هم خیار در فسخ عقد صلح را دارد و می تواند آن مال را پس بگیرد.
2) بله صحیح است ولی این نحوه طلاق، طلاق رجعی است نه طلاق خلع و در این صورت چنان چه شوهر مخالفت با شرط کرد و در عده رجوع کرد، زن هم می تواند عقد صلح را فسخ کند و آن مال را پس بگیرد.
خلع
سوال : احتراما خواهشمند است نظر خویش را در مورد مسئله ذیل مرقوم فرمائید.
اینجانب در طلاق خلع بدون اطلاع از قوانین مدنی قسمت معتنابهی از مهریه خود را در حق همسرم بذل کردم و متأسفانه حق رجوع را در مدت عده از خود ساقط نمودم و طلاق جاری شد. لطفاً بفرمایید می توانم علیرغم اسقاط حق رجوع و اجرای صیغه طلاق در مدت عده به ما بذل مهریه رجوع نمایم.

جواب : از آن جا که طلاق از نوع خلع می باشد حق رجوع به مهریه دارید به شرطی که زوج را از این رجوع مطلع سازید.
خلع و مبارات
سوال : با انجام طلاق توافقى خلعى زوجين از يكديگر جدا شده اند بعد از مدتى زوج بدون هيچگونه دليل و اماره اى صرفاً با ادعاى واهى ادعاى رجوع مى نمايد حال آنكه زوجه به اصل مهر رجوع نداشته و زوج نيز دليلى بر ادعاى واهى خود ارائه ننموده است.
آيا مادامى كه زوجه به اصل مهر رجوع نداشته و مهريه را مطالبه ننموده صرفاً ادعاى رجوع از طرف زوج وجاهت شرعى داشته يا خير؟
جواب : اگر طلاق خلع صحيح واقع شده باشد و زوجه در مهر رجوع نكرده باشد، رجوع زوج صحيح نيست.
عسروحرج زوجه
سوال : احتراما مستدعیست نظر فقهی مبارک را در خصوص موضوع ذیل اعلام فرمایید
در صورتی که عسر و حرج زوجه ناشی ازسوء معاشرت و عملکرد نامتناسب زوج باشد ودر دادگاه به اثبات برسد آیا زوجه موظف به بذل کل یا قسمتی از مهریه می باشد؟
جواب : چنانچه شوهر امساك به معروف نداشته باشد زوجه مى تواند به دادگاه جهت اجراى طلاق مراجعه كند و دادگاه در صورت اثبات عدم امساك به معروف و يا عسر و حرج طبق مقررات قانونى مى تواند وى را طلاق دهد و بذل مهريه لازم نمى باشد.